دوشنبه , ۳ آبان ۱۴۰۰

داستان نوزدهم : ترس معاویه از قرآن

در مسافرت معاویه به حج در دورانى که در مدینه توقف داشت روزى از یکى از کوچهها مدینه مىگذشت، عبورش بر گروهى از قریش افتاد که گردهم نشسته بودند.آنان همه چون معاویه را دیدند به احترام او برخاستند! تنها ابنعباس بود که اعتنا نکرد و از سرجاى خود حرکت ننمود.معاویه از این موضوع سخت ناراحت شد و به اعتراض گفت: اى ابنعباس، چطور با آنکه دوستان تو برخاستند، تو برنخاستى! این نیست مگر بر اثر اندوهى که از من در دل دارى و آن، خاطره جنگ من با شماها در روز صفین است.اى ابن عباس، عموزاده من عثمان مظلومانه کشته شد!ابن عباس گفت: عمربن خطاب نیز کشته شد.(یعنى اگر تو مىخواهى از مظلوم دفاع کنى عمر هم به نظر تو باید مظلومانه کشته شده باشد.چرا نامى از او نمىبرى؟) پس خلافت رابه فرزند او واگذار کن.معاویه: عمر را مردى مشرک به قتل رسانید!ابنعباس: پس عثمان را چه کسى به قتل رسانید؟معاویه: مسلمانان او را کشتند.ابن عباس: این که بیشتر حجت تو را از بین برده و به ضرر تو تمام مىشود و موجب حلیّت خون او خواهد بود.چه آنکه اگر مسلمانان او را کشتند و خوار کردند، حتماً بجا و بحق بوده است.معاویه: ما بخشنامه کرده و به همه آفاق نوشتهایم و همه را از ذکر مناقب على و اهل بیتش نهى کردهایم.بنابراین اى ابنعباس زبانت را نگهدار و خویشتن را حفظ کن!ابنعباس: حتماً ما را از قرآن منع مىکنى؟معاویه: نه.ابن عباس: شاید از تاویل آن ممنوع مىدارى؟معاویه: آرى!ابنعباس: حتماً مىگویى که ما قرآن بخوانیم ولى کارى نداشته باشیم که مقصود خداوند از آن آیات چیست و در این باره سخنى نگوییم!معاویه: آرى!ابنعباس: آیا قرائت قرآن واجبتر است یا عمل به آن؟معاویه: عمل به آن.ابن عباس: تا مقصود از آیات را درک نکنیم و ندانیم که خداوند، از آنچه نازل فرموده چه چیز را قصد کرده، چگونه مىتوانیم به آن عمل کنیم؟معاویه: معانى و تاویلات آن را از دیگران که بغیر از روش تو و اهل بیت تو تاویل نمایند پرسش کن.ابنعباس: شگفتا! قرآن بر اهل بیت و بستگان من فرود آمده چگونه معانى آن را از آلابىسفیان و آل ابى معیط، و یهود و نصارا و مجوس بپرسیم!معاویه: آیا تو ـ آلابىسفیان ـ را با اینها (یهود و نصارا و مجوس) در ردیف هم قرار دادى؟ابنعباس: زمانى تو را با آنان در ردیف هم قرار دادم که امّت را از پذیرش و عمل به قرآن و آنچه که در قرآن است از امر و نهى و حلال و حرام و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محکم و متشابه نهى کردى! در حالى که اگر امّت از این مطالب پرسش نکنند، هلاک گردند و اختلاف بین آنان واقع شده، سرگردان خواهند شد.معاویه: خوب، قرآن بخوانید و لیکن از آنچه که خداوند درباره شما اهل بیت و خاندان پیامبر نازل کرده و آنچه که رسولخدا فرموده نقل نکنید بلکه مطالب دیگر بگویید.ابنعباس: خدا در قرآن مىفرماید:«یُریدوُنَ اَنْ یُطْفِئُوا نوُرَالله بِاَفْواهِهِمْ وَ یَأْبىَ اللهُ اِلاّ اَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْکَرِهَ الْکافِرُونْ.»«مىخواهند نور خدا را با دهان خاموش کنند و لیکن پروردگار جز این نمىخواهد نور خود را کامل گرداند، هر چند کافران خوش نداشته باشند.»معاویه: اى ابنعباس، زبانت را نگاهدار و جان خود را حفظ کن و اگر چاره از گفتن ندارى و حتماً باید بگویى پس در پنهانى باشد و احدى آشکارا از تو نشنود…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.