دوشنبه , ۳ آبان ۱۴۰۰

داستان نهم : نقطهاى که هرگز جابجا نشد

خداى متعال در آیهاى از قرآن کریم مىفرماید:«فَانْطَلَقا حَتّى اِذا اَتَیا اَهْلَ قَرْیَه اسْتَطْعَما اَهْلَها فَاَبَوا اَنْ یُضَیِّفُوهُما.»«موسى و خضر راه پیمودند تا به دهکدهاى رسیدند ولى مردم آنجا از پذیرایى ایشان شانه خالى کردند وایشان را با خشونت راندند.»پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود: اهل آن قریه از مردم لئیم بودند که از آن دو پیامبر بزرگوار مهماننوازى نکردند.گفتهاند آن دیار انطاکیّه بوده است و اهل آن چون از نزول این آیه خبردار شدند بارى از طلا را به حضور پیامبر(صلى الله علیه وآله) آورده، و عرض کردند: یا رسول الله(صلى الله علیه وآله)«نَشْتَرى بِهذا الذَّهَبِ اَنْ تَجْعَلَ الْباءَ تاء.»«ما با این طلا باء را به جاى تاء خریدارى مىکنیم.»]این طلاها را بگیر و نقطه (ابوا) را بردارید و دو نقطه بالاى آن بگذارید تا بشود(اتوا) که معنى آن چنین مىشود: اهل قریه آمدند تا آن دو نفر را مهمانى کنند.به این سبب نام ننگ از ما زدوده مىشود.[رسول الله(صلى الله علیه وآله) امتناع ورزید و فرمود:تغییر این نقطه موجب آن است که دروغ در کلام خدا داخل شود و این خود موجب لطمه به مقام الوهیت است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.