دوشنبه , ۳ آبان ۱۴۰۰

داستان سى و دوّم :اعرابى و تأثیر قرآن

اصمعى مىگوید: روزى از شهر بصره خارج شدم به عربى برخورد کردم که شمشیر حمایل داشت.از من پرسید از کدام قبیلهاى؟ گفتم: از قبیله «بنىالاصمع» پرسید: از کجا مىآیى؟ گفتم: از خانه خدا.گفت: آنجا چه مىکردى؟ گفتم: کتاب خدا تلاوت مىنمودم.پرسید: مگر خدا را کتابى است که تلاوت بشود؟ گفتم: بلى.گفت: مقدارى از آن را براى من بخوان.گفتم: مؤدب و دو زانو بنشین تا بخوانم.پس شترش را خوابانید و زانوهاى او را بست و خود دو زانو نشست و گوش فراداد.شروع به خواندن نمودم و بر زبانم سوره مبارک «والذاریات» جارى شد.همین که به این آیه رسیدم«وَ فى اْلاَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنینَ، وَ فى اَنْفُسِکُمْ اَفَلا تُبْصِرُونْ.»«در زمین نشانههایى است از خدا براى اهل یقین و در خود شما نیز، مگر آنها را نمىبینید.»اعرابى گفت: حق تعالى راست گفته است. سرگین نشانه عبور شتر است و جاى پا دلیل بر عبور عابر.پس چگونه این آسمان با عظمت و این زمین پهناور بر پروردگار با عظمت دلالت نکند!همین که خواندم:«وَ فى السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُونْ.»«و در آسمان است روزى شما و آنچه را که به آن وعده داده شدهاید.»اعرابى گفت: تو را به حق خدا این نیز از کلام خداوند است؟ گفتم: بلى.پس اعرابى شتر خود را به بیابان رها نمود و گفت: اى واى، روزى من در آسمان است و او را در زمین جستجو مىکنم.آنگاه سر به بیابان گذاشت و رفت.من هم به طرف بغداد روانه شدم و همین قضیه را براى هارون الرشید نقل کردم و او تعجب کرد.سال بعد که هارون به طرف مکه حرکت نمود مرا هم با خود همراه برد.روزى مشغول طواف بودم که ناگهان جوانى نیک روى گوشه لباسم را گرفت و مرا به خود متوجه نمود.چون نگاه کردم شناختم که همان شخص سال گذشته است.باز به من گفت: از کتاب خدا برایم بخوان.در این مرتبه نیز بر زبانم سوره مبارک «والذاریات» جارى شد که مىفرماید:«وَ فى السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُونَ، فَوَرَبِّ السَّماءِ وَ الأَرْضِ اِنَّهُ لَحَقٌ مِثْلَ مَآ اَنَّکُمْ تَنْطِقُونْ.»«در آسمان است روزى شما و آنچه که به آن وعده داده شدهاید.به حق خداى آسمان سوگند که این امر حق است همچنان که شما سخن مىگویید.» اعرابى گفت: چه کسى محتاج کرده خدا را که قسم یاد کند! به حق او قسم که هیچگاه محتاج نشدم به چیزى مگر آنکه همان چیز نزدم حاضر شده است.پس نعرهاى زد و روى زمین افتاد.رفتیم که او را به هوش بیاوریم لیکن متوجه شدیم که از دنیا رفته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.