دوشنبه , ۳ آبان ۱۴۰۰

داستان دوازدهم : اعتراف قریش به قدرت بیان قرآن

عتبهبن ربیع از بزرگان قریش بود.روزى که حمزه اسلام آورد سراسر محفل قریش را غم و اندوه فراگرفت و سران قریش بیم آن داشتند که دامنه اسلام بیش از این توسعه یابد.در آن میان عتبه گفت: من به سوى محمد مىروم و مطالبى را پیشنهاد مىکنم، شاید او یکى از آنها را بپذیرد و دست از آیین جدید بردارد.سران جمعیت نظر وى را تصویب کردند.او برخاست و به سوى پیامبر که در مسجد نشسته بود رفت و به او پیشنهاد کرد که ریاست مکّه را به او بدهند و ثروت هنگفتى در اختیار او بگذارند و از دعوت خود دست بردارد.آنگاه که سخنان او پایان یافت پیامبر فرمود: آیا سخنان تو خاتمه یافت؟ گفت: آرى.پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود این آیات را گوش ده که پاسخ تمام پرسشهاى تو در آنهاست،«بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحیمْ، حـم تَنْزیلٌ مِنَالرَّحْمنِالرَّحیمْ، کِتابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیّاً لِقَوْم یَعْلَمُونَ، بَشِیراً وَ نَذیراً فَأَعْرَضَ اَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لا یَسْمَعُونَ.»«به نام خداى رحمان و رحیم، حاء میم، اینکه از جانب خداى بخشنده و مهربان نازل گردیده کتابى است که آیههاى آن براى گروهى که دانا هستند توضیح داده شده است.قرآنى عربى براى مردمانى که بدانند.بشارت و بیم دهنده است، امّا بیشتر آنها روى گردانیدهاند و گوش نمىدهند.»پیامبر(صلى الله علیه وآله) وقتى به آیه ۳۷ رسید سجده کرد.پس از سجده به عتبه رو کرد و فرمود: (اى ابا ولید! پیام خدا را شنیدى؟) عتبه که هنگام تلاوت آیات بر دستهاى خود تکیه زده و سرا پا گوش شده بود بدون اینکه سخنى بگوید بلند شد و به طرف قریش رفت.برخى قریشیان گفتند: به خدا قسم، این حالت و قیافه ابا ولید، همان حالتى نیست که به سوى محمد رفت.عتبه با آن حالت خود در میان مجلس قریش نشست.به او گفتند: ابا ولید چه دیدى؟ (که چنین مبهوت و در فکر هستى) گفت: به خدا قسم، کلامى از محمد(صلى الله علیه وآله) شنیدم که تاکنون از کسى نشنیده بودم،«وَاللهُ ماهُوَ الشَّعْرُ وَلا بالسِّحْرِ و لا بِالکهانهِ.»«به خدا سوگند، سخن او نه شعر است نه سحر و نه کهانت.»اى جمعیت قریش! صلاح مىبینم که او را رها کنید تا در میان قبایل تبلیغ کند.اگر پیروز گردید و سلطنت به دست آورد از افتخارات شما محسوب مىشود و شما نیز از آن بهره مىبرید و اگر در میان آنها مغلوب گردید و دیگران او را کشتند، شما راحت شدهاید.قریش گفتند: اى ابا ولید، زبان و کلام پیامبر(صلى الله علیه وآله) تو را سحر کرده است.ابا ولید گفت: این رأى من است، حال اختیار با خودتان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.