دوشنبه , ۳ آبان ۱۴۰۰

داستان بیست و سوّم : آداب مجلس قرآن

یکى از علماى اصفهان مىگفت: با عدهاى براى حج به مکه مشرف شدیم.در مدینه یک نفر از ما درگذشت.پس از دفن، مجلس ترحیمى تشکیل داده، و یکى از قاریان اهل تسنن را براى خواندن قرآن، به مجلس دعوت کردیم.قارى آمد و نشست امّا قرآن نمىخواند.به او گفتیم بخوان.گفت: شما مشغول حرف زدن هستید و تا ساکت نشوید قرآن نمىخوانم! همه ساکت شدیم ولى باز دیدیم نمىخواند.گفت: طرز نشستن شما متناسب با مجلس قرآن نیست! ما همه دو زانو نشستیم، دیدیم باز قرآن را شروع نمىکند.گفتیم: بخوان.گفت: هنوز مجلس براى قرائت قرآن مهیا نشده است، زیرا در دست بعضى چاى و سیگار مشاهده مىشود.چاى و سیگار را که کنار گذاشتیم، وى آیهاى از قرآن را تلاوت کرد و مجلس را ترک گفت.آیهاى را که تلاوت نمود این بود:«وَ اِذَا قُرِىَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمَعُوا لَهُ وَ اَنْصَتُوا.»«هنگامى که قرآن خوانده مىشود، بدان گوش فرا دهید و ساکت باشید.»شایان تذکر است که برادران اهل سنّت متاسفانه به جاى توجه به معانى و مقاصد قرآن فقط به آداب ظاهرى قرآن توجه کرده و فرع را بر اصل ترجیح دادهاند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.