سه شنبه , ۴ آبان ۱۴۰۰

شیطان و صوفى

همه مى خواهند کارهاى بزرگى را که شیطان انجام مى دهد، بشناسند و پى به حقیقت و ذات کثیف او ببرند و بدانند خیانت ها و جنایت هاى او تا چه اندازه بوده است . لذا داستانى را که در ضمن آن ، شیطان خود را معرفى کرده مى آوریم .

در حدیثى طولانى آمده : روزى على بن محمد صوفى شیطان را دید.
آن ملعون ازصوفى پرسید: چه کسى هستى ؟ جواب داد: من از فرزندان آدم علیه السلام هستم . شیطان گفت : لا اله الا الله تو از قومى هستى که گمان مى کنند از دوستان خدایند. در حالى که معصیت او را مى کنند! مى پندارند از دشمنان شیطان اند در حالى که اطاعت او را مى نمایند!
صوفى گفت : تو چه کسى هستى ؟ جواب داد: من صاحب قدرت و اسم بزرگ و طبل عظیم هستم . من قاتل هابیلم ، سوار شونده در کشتى نوحم ، پى کننده ناقه صالحم ، روشن کننده آتش ابراهیمم ، طراح قتل یحیایم ، غرق کننده قوم فرعون در رود نیلم ، به حرکت آورنده وسائل سحر و جادو در برابر موسایم ، سازنده گوساله سامرى – براى انحراف و امتحان – بنى اسرائیلم ، من سازنده و صاحب اره بر فرق زکریایم ، حرکت کننده با لشکر ابرهه براى خراب کردن خانه کعبه با فیلانم ، طراح قتل پیامبر اسلام در احد و حنینم ، به وجود آورنده لشکر صفینم ، من القا کننده و به وجود آورنده حسد روز سقیفه در قلوب منافقانم .

من صاحب هودج در روز جنگ بصره و بعیرم ، من شتر عایشه در روز جملم ، دشنام دهنده در روز عاشورا و کربلا به مؤمنانم ، من امام و رهبر، پیشوا و دستور دهنده منافقانم ، من بزرگ عهد و پیمان شکنانم ، من رکن و ستون ظالمانم ، گمراه کننده مارقینم ، نابود کننده اولینم ، به انحراف کشنده و گمراه کننده آخرینم ، ابومره نه مخلوق از گل بلکه خلق شده از آتشم ؛ غضب شونده رب العالمینم ، من لعنت و رانده شده خدا و فرشتگان و جن وانس و همه مخلوقاتم .

صوفى گفت : تو را به حق آن خدایى که به گردن تو حق دارد، مرا راهنمایى کن بر عملى که به واسطه آن تقرب به خدا پیدا کنم و به واسطه آن در مشکلات روزگارم کمک بگیرم ، شیطان گفت : در دنیا به آن چه تو را کفایت کند قانع باش و کمک بگیر بر آخرت خود به دوستى على بن ابى طالب و دشمن باش با دشمنان او. به درستى که من عبادت کردم خدا را در هفت آسمان و معصیت نمودم او را در هفت زمین ، نیافتم هیچ ملک مقربى و نه نبى مرسلى را مگر این که به واسطه دوستى على علیه السلام به خدا نزدیک شده باشد.

صوفى مى گوید: ناگهان از پیش چشمم غایب شد. آمدم پیش امام باقر علیه السلام و این خبر را براى ایشان گفتم حضرت فرمود: آن ملعون شیطان بود که به زبان ایمان آورد و در قلب خود کافر شده است (3)

_
منابع وپینوشتها:
3- بحار، ج 63، ص 253. .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.