پنجشنبه , ۲۰ بهمن ۱۴۰۱

شیطان و اسماعیل علیه السلام

بعد از آن که حضرت ابراهیم علیه السلام شیطان را سنگ باران کرد و از پیش ‍خود راند و ناامیدش کرد، با شتاب خود را به حضرت اسماعیل رسانید و با زبان خیر خواهانه گفت : اى اسماعیل ! پیرمردى که جلوتر مى رود کیست و به کجا مى رود؟
فرمود: پدر من ابراهیم خلیل الرحمان است و به میهمانى دوست مى رویم . پدرم دوستى دارد که وى ما را دعوت نموده و ما رهسپار آن جا هستیم .
شیطان گفت : پدرت حقیقت را به تو نگفته ، دوست کجا است ، دعوتى در کار نیست ! اى اسماعیل ! پدرت قصد کشتن تو را دارد، او مى خواهد گلوى نازکت را پاره کند سرت را ببرد؟!
گفت : پدرم علاقه زیادى به من دارد، مرا دوست مى دارد و پدرى است مهربان ، مگر مى شود پدرى دل سوز و مهربان فرزند خود را بدون گناه بکشد؟!
وى گفت : مگر ندیدى کارد و طناب برداشته ؟ مى گوید: خدا در خواب از او خواسته تا تو را قربانى کند.
اسماعیل گفت : اگر خدا گفته باید بکشد، و اطاعت نماید، اگر خدا دستور داده فرمان ، فرمان او است . یک بار سر بریدن سهل و آسان است . اى کاش ! مرا هزار مرتبه در راه دوست سر مى بریدند، باز زنده مى شدم و کشته راه دوست مى شدم .
اسماعیل نیز با او همان کرد که پدرش کرده بود. این رفتار عاشقانه حضرت ابراهیم و فرمان بردن از خدا و سنگ زدن به شیطان الگویى شد تا دیگر دین داران ، تا دنیا باقى است به پیروى از حضرتش در مکه شریف و منا، راه و آیینش را بزرگ داشته و به دستور خداوند گردن نهند.
چون خلیل الله فکند آن را شهاب
سوى اسماعیل آمد با شتاب
دام ابلیس و حیل را ساز کرد
مکر و کید و وسوسه آغاز کرد
زد به سنگ آن را پس اسماعیل راد
سنت رمى جماز از این نهاد
مى کنم یعنى ز خود دور اهرمن
هم چو اسماعیل آن شاه زمن (45)

_
منابع وپی نوشتها:
45- این سه عنوان : شیطان وهاجر ،شیطان وابراهیم وشیطان واسماعیل از طاقدیس مرحوم نراقی برداشت شده است ص 356تا 374 وکشف الاسرار ج 8 ص 290 وابوالفتح رازی ج 11 ذیل آیات 100تا 103 از سوره صافات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.