دوشنبه , ۴ بهمن ۱۴۰۰

جنگ شیطان

یکى از جاهایى که شیطان با تمام نیرو به جنگ انسان مى رود و در این راه ، از این که خودش آسیب ببیند یا فرزندان و پیروانش دهد بیمى ندارد، هنگامى است که انسان سرگرم ذکر خدا و درود بر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و آلش مى باشد.

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم درباره دعا و ذکر، فرمودند:اى امت محمد صلى الله علیه و آله و سلم ! در مشکلات و سختى ها دست به دامن محمد صلى الله علیه و آله و سلم و آل او شوید و آنها را بخوانید که خداوند متعال ملائکه را یارى دهد بر شیاطینى که مى خواهند شما را منحرف کنند؛ زیرا هر کدام از شما دو ملک با او است یکى در طرف راست او که نیکوکارى ها را مى نویسد و دیگرى در طرف چپ او گناهان را یادداشت مى کند. نیز با او دو شیطان از جانب ابلیس است که او را گمراه مى کنند. پس ‍ اگر یکى از شما وسواسى در قلبش پیدا شود، خدا را بخواند وبگوید:
« لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم و صلى الله على محمد و آله الطیبین».
در این هنگام آن دو شیطان خود را مخفى مى نمایند و مى روند پس ابلیس ‍ از آن شخص شکایت مى کنند و مى گویند: این شخص ما را خسته کرد جمعیت ما را زیادتر نما!
آن ملعون هم جمعیت آنها را زیادتر مى گرداند تا به هزار نفر برسند. پس از آن مى آیند و در برابر او قرار مى گیرند تا او را منحرف و گمراه کنند. هر وقت او را وسوسه مى کنند و به شک مى اندزاند آن شخص ذکر و ثناى الهى مى گوید و درود بر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و اهل بیت او مى فرستد. شیاطین دیگر نمى توانند بر او چیره شوند و راه نفوذى براى آنان باقى نمى ماند و حیران مى گردند. باز پیش ابلیس مى روند و مى گویند: هیچ راه نفوذى بر او نیست ، مگر این که خودت شخصا به جنگ او بروى و او را اغوا و گمراه کنى .

سپس ابلیس خودش فرماندهى لشکر را به دست مى گیرد. خداوند مى فرماید: اى ملائکه ! این ابلیس لعین است که با لشکریانش در برابر بنده اى از بندگان من قرار گرفته اند، بروید در مقابل او و لشکریانش قرار بگیرید. پس در مقابل هر شیطان صد هزار فرشته صف مى بندند؛ در حالى که سوار بر اسب هایى از آتش هستند، و در دست هر کدام شمشیر و نیزه ، تیر و کمان ، کارد و اسلحه هاى دیگر از آتش است ، فرشتگان با سلاح هاى خود با آنها مى جنگند و از آنان مى کشند. خود ابلیس را دستگیر و اسیر مى نمایند و با شمشیرهاى خود به او حمله مى کنند. آن وقت فریاد آن ملعون بلند مى شود و مى گوید: خدایا! به من وعده دادى که مرا نکشى و تا روز معین زنده نگاه دارى .
خداوند متعال مى فرماید:اى ملائکه ! درست مى گوید، من وعده دادم که او را نمیرانم و نکشم ، ولى وعده ندادم که سلاح را بر او مسلط نکنم و درد و عذاب را به او نچشانم و زخمى اش نکنم . تا مى توانید او را با سلاح هاى خود بزنید و مجروح کنید. من او را نمى کشم و زنده نگاه مى دارم . پس ‍ ملائکه وى را آن قدر مى زنند که تمام بدنش مجروح مى شود. آن گاه او را رها مى کنند و مى روند. آن ملعون هم براى درد و زخم هاى خود و هم براى فرزندانش که کشته شده اند ناله و گریه مى کند. آسیب هاى او بهبودى نمى یابد، مگر با شنیدن صداى مشرکان که به خدا شکر مى آورند و کافر مى شوند. نیز اگر مؤمن بر حمد ثناى الهى و درود بر حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم اصرار ورزد، زخم هاى شیطان هم درمان نمى شود تا هنگامى که وى ذکر خدا را فراموش کند و با خداى خود مخالفت نماید، آنگاه جراحات ابلیس بهبود پیدا مى کند.(27)
پس از آن که بهبودى کامل پیدا کرد، بر این بنده غالب مى شود تا جایى که به او دهنه مى زند و زین بر پشت مى گذارد. اول خودش بر او سوار مى شود، بعد از آن پیاده شده و به یاران خود مى گوید: این بنده خدا، الان در اختیار ما است و پشتش آماده براى سوارى ما مى باشد. هر کدام از شما مایل باشید مى توانید برگردن او سوار شوید! و ما هر وقت بخواهیم مى توانیم سوارش شویم .
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم پس از این کتاب فرمودند:اى مردم ! اگر مى خواهید چشم شیطان همواره پر اشک و گریه کند و زخم هایش ‍ درمان نشود، به اطاعت و عبادت خدا باشید و ذکر خد و درود بر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم را فراموش نکنید. اگر غیر از این باشد، بدانید که شما از بندگان ابلیس هستید و هر وقت بخواهد او و لشکرش بر گرده و گردن شما سوار مى شوند (و شما را به هر کجا که بخواهند مى کشانند)(28)

_
منابع وپینوشتها:
27- به شیطان سگ تربیت شده خدا رجوع شود
28- بحارالانوار ج 94 ص 12 وشرح نهج البلاغه خوئی ج 6 ص 20

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.