دوشنبه , ۳ آبان ۱۴۰۰

تسلط شیطان بر اموال ایوب

بیش ترین کوشش شیطان این است که اگر کسى خدا را بپرستد یا شکر نعمت هایش را ادا نماید یا کارهاى نیک دیگرى انجام دهد وى را از عبادت و شکر خدا باز دارد و به انحراف و گمراهى اندازد و از حق و حقیقت دور بدارد. درباره یکى از کسانى که آن ملعون آخرین سعى خود را کرد تا منحرفش کند و از کار خیر و عمل صالح بازش دارد، حضرت ایوب علیه السلام بود؟
ابوبصیر از امام صادق علیه السلام پرسید: بلاهایى که حضرت ایوب علیه السلام به آن مبتلا شد به چه سبب شد؟ فرمود: براى نعمت بسیارى که خداوند به آن حضرت عنایت فرمود و او هم شکر نعمت هاى خدا را آن طور که شایسته بود به جا مى آورد و در شکر گزارى کوتاهى نمى کرد.
شیطان وقتى شکر گذارى به امام ایوب علیه السلام را دید آتش خود بینى اش شعله ور شد عرض کرد: پروردگارا! ایوب علیه السلام به این جهت شکر و ثناى تو را مى کند که نعمت فراوان به او عنایت کرده اى . اگر از نعمت هایى که به او عنایت نموده اى محرومش نمایى ، خواهى دید که دیگر سپاس گر نخواهد بود، براى امتحان ، مرا بر دارایى اش مسلط کن تا بدانى دیگر هرگز تو را شکر نمى کند!
خطاب از رب الارباب به شیطان رسید: تو را بر اموال و ثواب او مسلط کردم ، هر کارى که مى توانى انجام بده ، تا براى همه معلوم شود که شکر ایوب براى مال و ثروت نیست . بلکه شکر و حمد و ثناى او فقط براى این است که مرا شناخته و به من عشق مى ورزد.
شیطان از شنیدن این فرمان شاد شد و همه ثروت ایوب را از بین برد. امام سپاس گزارى هاى ایوب زیادتر شد. عرض کرد: خدایا! مرا بر زراعت هاى او مسلط فرما، ایوب چون دلش خوش است که زراعت دارد از این جهت ، شکر مى کند. خداوند او را بر آنها هم مسلط کرد.
شیطان با همه یارانش بر زراعت هاى او دمیدند، و همه آنها دستخوش آتش ‍ شدند اما شکر او زیادتر شد. خداوندا! مرا بر گوسفندان و گاوها و شتران او مسلط فرما؛ زیرا هنوز امید او به چهار پایانش هست . خداوند به او رخصت داد. آن ملعون هم تمام گوسفندان و شترهاى حضرت ایوب علیه السلام را نابود کرد. باز روحیه بندگى او افزونى یافت .
گفت : اى خدا! ایوب 12 پسر رشید دارد و امیدش به فرزندانش است و مى گوید: با کمک فرزندان باز هم مال و ثروت به دست خواهم آورد. گوسفندان و شتران باز پیدا مى شوند، کشاورزى رونق مى گیرد و کشت و کار به جریان مى افتد. مرا بر پسران او مسلط فرما، وقتى رخصت گرفت شبى که همه فرزندان ، مهمان برادر بزرگتر بودند آن ملعون ساختمان را بر سرشان خراب نمود. چون خبر به ایوب علیه السلام رسید، حمد خدا را کرد و گفت : خدایا! روزى به من فرزند دادى و روزى گرفتى اختیار همه به دست تو است .(8)

_
منابع وپی نوشتها :
8- حیوه القلوب ج 1 ص 201

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.