دوشنبه , ۱۱ اسفند ۱۳۹۹

زندگی را چگونه می بینید؟

هستی و دنیای ما با اندیشه های ما شکل می گیرد. (بودا)

چشمها را باید شست جور دیگر باید دید. (سهراب)

اگر بر ذهن خود تسلط داشته باشید هر جایی که باشید بهشت خواهد بود. (سات چید آناندا)

به جای آنکه به تاریکی لعنت بفرستید یک شمع روشن کنید. (کنفوسیوس(

یا چنان نمای که هستی یا چنان باش که می نمایی. (بایزید بسطامی)

گامی تازه برداشتن.کلامی تازه گفتن. این است آنچه مردم از آن می هراسند. (داستایوفسکی)

اینبار میخواهیم زندگی را از دریچه شناختمان بررسی کنیم. شناخت یعنی دید و نگرش ما به هر چیزی:خودمان.دنیا.دیگران و …

شکی نیست که همه ما به جهت تفکر و عمل تابع دو چیز هستیم:

۱-محیط خانواده ۲-فرهنگی که در آن رشد کرده ایم

ما از زمانی که به دنیا می آییم با توجه به الگوهایی که خانواده و فرهنگ به ما میدهد و شاید تحمیل میکند شکل میگیریم.اما انسان موجودی است که در جهت تخریب نفس قدم بر میدارد و آماده ارتکاب به اعمال بد است و آمکادگی شدید ذاتی برای تفکر غیر منطقی دارد.همچنین انسان میل دارد اسطوره ها.تعطبات خانوادگی.فرهنگی . سیاسی و اجتماعی خود را از دوران اولیه(گذشته) همچنان حفظ کند.

همچنین انسان می خواهد همیشه خودش را برتر از دیگران معرفی کندو نیاز دارد که خودش را صاحب همه مهارت ها معرفی کند.حال اگر در مواردی ضعیف عمل کند عمیقا دچار رنج و ناراحتی میشود و همین باعث بر آشفتگی عاطفی او میشود.

در واقع همیشه همه چیز بر وفق مراد نیست و همه امور بر طبق برتامه ذهنی ما پیش نمیرود و اینجا اگر نتوانیم خودمان و افکارمان را مدیریت کنیم زندگی برای ما تلخ و گاه دردناک و پوچ خواهد شد.

اما چگونه میتوانیم افکارمان را مدیریت کنیم؟

زمانی که یک اتفاق برای ما رخ میدهد و یا ما با موضوعی روبرو میشویم میتوانیم دو برداشت متضاد از این موضوع داشته باشیم:

۱-عقاید و باورهای منطقی(rational beliefes)

۲-عقاید و باورهای غیر منطقی(irrational beliefes)

اگر فرد تابع اولی (باورهای منطقی)باشد به عواقبی منطقی دست می یابد یعنی شخصیت سالمی دارد و اگر فرد تابع دومی(باورهای غیر منطقی) باشد به عواقب غیر منطقی میرسد یعنی مضطرب و غیر عادی میشود.

* اما انسان دارای عقل و تفکر است و به این وسیله میتواند از آشفتگی و اضطرابش جلوگیری کند.

شما چگونه تفکری دارید؟؟؟

زندگی را چگونه می بینید؟

· همه باید من را دوست داشته باشند

· من باید در هر کاری موفق باشم

· هر چی بدبختی در دنیاست مال منه

· من توانایی هیچ کاری رو ندارم

اینها نمونه هایی از باورهای غیرمنطقی است که میتواند موجب ناراحتی و رنج و ناخشنودی ما از زندگی شود و باعث شود ما حال خوبی نداشته باشیم.در واقع ما در این نوع تفکر خودمون رو اسیر بایدها و نبایدها و باورهایی میکنیم که اکثرا واقعیت ندارند و زاییده فکر ما هستند.

اما باورهای منطقی چگونه میتواند باشد؟:

· هر کسی آزاد است که هر طور مایل هست در مورد من فکر کند

· من تلاشم را خواهم کرد و خوشحال میشوم که موفق شوم و اگر نشدم این برای من تجربه ای خواهد بود

· مطمئنا در تجربه های سختی که من داشتم نکته مثبتی برای من وجود دارد

· حتما من در خیلی زمینه ها انسان مفید و توانمندی هستم

اینها نمونه هایی بود از باورهای صحیح نسبت به خود.دیگران.اتفاقات و اطرافمون که میتواند گونه ها و فرم های مختلفی داشته باشد.

برای اینکه بتونیم از تفکر منطقی استفاده کنیم ابتدا باید انواع تفکر غیر منطقی را بشناسیم.در مطلب قبلی به این موضوع اشاره شد که ما انسانها ذاتا تمایل به فکرهای منفی داریم و به طور اتوماتیک افکاری منفی به ذهن ما خطور میکند.این افکار اتوماتیک منفی را میتوان به ۴ دسته تقسیم کرد:

۱-تفکر همه یا هیچ(یا باید اول شوم یا نه/فقط این که من میگم درسته):

افرادی که این نوع تفکر را دارند چون نمیتوانندبه همه دست پیدا کنند ناکام میشوند و این باعث رنج آنها خواهد شد.

۲-تفکر فاجعه آمیز کردن:

(حالا چه خاکی تو سرم بریزم که دیر میرسم/دیدی بدبخت شدم نمره ام کم شد):این نوع تفکر یعنی بزگ کردن مسائل و از کاه کوه ساختن.

۳-تفکر فیلتر ذهنی:

(تو هیچ وقت برای من گل نمیخری/دیدی چقدر خرابکاری کردم/زندگی من هیچ نقطه مثبتی نداره):در این تفکر وقایع مثبت داخل ذهن نمیرود و ذهن فقط وقایع منفی را میگیرد. در واقع ذهن فقط نیمه خال لیوان را می بیند.

۴-تفکر ذهن خوانی:

(اونها حتما دارن به من می خندند/دیدی به من چه جوری سلام کرد/من میدونم اون از من خوشش نمیاد/الان داره فکر میکنه من چقدر زشت و احمقم):در این نوع تفکر در واقع ما بدون این که از نظر و عقیده و ذهن افراد خبر داشته باشیم ذهن اونها رو میخونیم یعنی پیشداوری و قضاوت میکنیم.

حال باید این تفکرات غیر منطقی و اشتباه را در زندگی روزمره کشف کنیم تا بتوانیم تفکری صحیح و منطقی را جایگزین آن کنیم.برای کشف تفکرات اتوماتیک منفی و استفاده از تفکرات مثبت و منطقی میتوانیم از جدول زیر استفاده کنیم که مربوط است به ثبت وقاع روزانه ما و احساس و تفکری که نسبت به آنها داریم و تفکر مثبتی که جایگزین تفکر غیر منطقی میکنیم:

38942343242 زندگی را چگونه می بینید؟

-روز:جمعه۹/۱۱/۸۳

-موقعیت:خانه

-رویداد:با عصبانیت حرف زدن پدر با من

-تفکر:بابام حتما خیلی خوشحال شده که اون حرفها رو به من زده

-شکل تفکر(کدامیک از ۴ نوع تفکر اتوماتیک منفی است؟):تفکر ذهن خوانی

– احساس:عصبانیت.ناراحتی.تنفر

-پاسخ منطقی(جایگزین کردن یک تفکر مثبت و منطقی به جای تفکر اتوماتیک منفی):شاید اون هم ناراحت باشه که این رفتار رو کرده و شاید من هم اشتباه کرده باشم.

-نتیجه:عدم احساس ناراحتی و تنفر . احساس آرامش

تمام این فرایند تفکر در ذهن ما اتفاق می افتد و در واقع ما همیشه در حال حرف زدن با خودمان هستیم یعنی همواره یک گفتگوی درونی داریم.پس باید این گفتگوی درونی کنترل و مدیریت بشه تا ما احساس خوبی داشته باشیم و از زندگیمون لذت ببریم.و اما کتابهای موجود در این زمینه:

-مجموعه کتابهای به سوی کامیابی(آنتونی رابینز)

-راز شاد زیستن(اندرو متیوس/ترجمه وحید افضلی راد/نشر نیریز)

-زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم(هایدن سارجنت/ترجمه وحید افضلی راد)

-از حال بد به حال خوب(دکتر برنز)

-روانشناسی تصویر ذهنی(ماکسول مالتز)
منبع: روان یار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.