سه شنبه , ۲۰ آذر ۱۳۹۷
خانه » داستان » گریه برای مرده یا برای خودخواهی

گریه برای مرده یا برای خودخواهی

جوان عابدى هنگام مرگ ، خانواده خود را دید که گرد او حلقه زده اند و گریه مى کنند. پس رو به پدرش کرد و گفت: اى پدر، چرا گریه مى کنى ؟

گفت: پسرم فراق تو و تنهائى خود را بیاد مى آورم اشک از دیدگانم جارى مى شود. خطاب به مادرش گفت : مادرم ،تو چرا گریه مى کنى ؟

گفت: گریه من به خاطر غم فقدان تو است. عمرى من و پدرت زحمت کشیدیم که عصاى دوران پیرى ما باشى، اکنون از میان ما مى روى و ما را تنها مى گذارى .

پس به همسرش گفت : چه چیزى ترا به گریه وا داشته است؟ گفت : اینکه نیکى ترا از دست مى دهم و به غیر تو نیازمند مى شوم.

آنگاه از فرزندانش پرسید: شما چرا مى گریید؟

گفتند: به خاطر یتیمى و خوارى پس از تو. پس جوان عابد به آنان نگریست و گریست. خانواده اش پرسیدند: تو چرا گریه مى کنى؟

پاسخ داد: شما براى خودتان مى گریید، من هم بر خود مى گریم. آیا چه کسى براى سفر طولانى که در پیش دارم مى گرید؟

چه کسى به خاطر کمى زاد و توشه من اشک مى ریزد؟ چه کسى براى من در آن خانه خاکى و تنگ و تاریک قبر گریان است ؟

چه کسى براى بدى اعمال و سوء حساب من مى نالد؟

آیا در میان شما که عزیزترین افراد نسبت به من هستید، و من نیز عزیزترین افراد نسبت به شما هستم ، کسى هست که براى وقوف من در مقابل پروردگار براى رسیدگى اعمال بگرید؟

این بگفت ، و آهى جانکاه کشید و بمرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.