سه شنبه , ۲۵ خرداد ۱۴۰۰

فرشتگاه دوزخ و بهشت

از آیـات و روایـات استفاده مى شود که فرشتگان ؛ عالم برزخ هم هستند؛ ملائکه اى وجود دارند که در حال احتضار بر مومنان بشارت مى دهند و مى دانیم که احتضار هنگامى است که چشم انسان به عالم برزخ باز مى شود. در قیامت نیز فرشتگان وجود دارند؛ زیرا دسته اى از فرشتگان در بهشت جاى که به مومنان درود مى فرستند:
و قـال لهـم خزنتها سلام علیکم طبتم (۳۰۹) ؛ نگاهبانان بهشت به آنان یم گویندن درود بر شما، خوش آمدید.
دسته اى دیگر به استقبال مومنان مى روند: و تتلقاهم الملائکه هذا یومکم (۳۱۰) ؛ و فرشتان به استقبال آنان مى روند (و به آنان مى گویند) امروز روز شماست .
دسـتـه اى نـیـز مسوولان دوزخند، و از چیزهاى عجیب که پذیرش آن علامت ایمان شناخته شده ایت و رد آن نشانه نفاق است ، عدد مسوولان و موکلان دوزخ است که ۱۹ تن مى باشند:

علیها تسعه عشر(۳۱۱) ؛ بر آن (دوزخ ) نوزده نفر (موکلند).
گـویـا ایـن مـطـلب ؛ کـتـب آسـمـانـى قـبـل از قـرآن کـریـم نـیـز بـوده اسـت و اهل کتاب آن را مى دانستند؛ زیرا گروهى نزد پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله ) مى آیند و عد آن را مى پرسند،
تـااطـظـلاعات پیامبر (صلى الله علیه وآله ) را مورد ارزیابى قرار دهند. این فرشتگان به نام : ملائکه غلاظ شداد(۳۱۲) نیز نامیده شده اند.
البـتـه مـمـکـن اسـت کـه ایـن ۱۹ تن ، از فرماندهان دوزخ باشند و زیر دس هر کى هزاران فـرشـتـه دیـگر وجود داشته باشد و هم چنین از آیات مروبط به فرشتگان ، استنباط مى شود فرشه اى نیز وجود دارد که اختیار دار کل دوزخ بوده و نامش ‍ مالک است :
و نـاوا یـا مالک لیقض علینا ربک قال انکم ماکثون (۳۱۳) و بانگ برداشته : اى مالک !(بگو:) پروردگارت کار ما را بک سره کند، گفت : شما ماندگارید!

هـم چـنین از روایات فهمیده مى شود اختیار دار کل بهشت فرشه اى اسن به نام رضوان چنان که امام سجاد (علیه السلام ) در داى سوم صحیفه سجادیه مى فرماید:
و مـالک و الخـزنـه ، و رضـوان و سدنه الجنان و درود فرست بر مالک و زمانداران دوزخ ، و بر رضوان و کلید اردان بهشت .

مـلاصـدرا در وجـه تـسمیه رضوان و مالک مى گوید: خازن بهشت از این روى رضوان نامیده مى شود، تا هنگامى که انسان به ماقام معرفت و رضا نرسد – که صورت عالم را بر بهترین نظام و عالى ترین ترتیب وآراستگى و نیکویى مشاهده نـمـایند – توانایى ورود به وضان و قرب خداوندى را نخواهد داشت و به سراى کرامت و ارجـمـنـدى حق ، نخواهد رسید. چون کسى که کارهایش بر حسب اراده و خواست خودش باشد، نـاچـار اراده او اقتضاى هدف هایى را مى کند که با اراده حق تعالى مخالف است ، در نتیجه از آن چـه شـهوتش اقتضا مى نماید محجوب مى گردد. میان ایشان و آن آرزوها که دارند حـایـل افـکـنـنـد(۳۱۴) لذا در آتـش خـشـم و غـضب خدا مى افتد، و هوا هوس او را به هاویه در افکننده و از هرچه که قلبش آرزو مى کرد ناامید و بى بهره اش داشته ، و او را گـرفـتـار و در بـنـد کـنـد، چـنـان ؟ صـفـت غـلامـان بندگان است ، و از ین رو خازن (فرشته موکل بر) جهنم را مالک گویند(۳۱۵) .

ابو سعید خدرى گوید: رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) فرمود: اگر از خدا براى مـن چـیـزى مـى خـواسـتید، از او وسیله را طلب کنید، از حضرت درباره وسیله پرسیدیم که چیست ؟ فرمود: آن درجه من در بهشت که دارانى هزار نردبان است و فاصله بین هر یک از آن نـردبـان هـا بـه انـدازه دویـدن یـک مـاه اسبان تیز تک است …و درجه امر روز رستاخیز در مـقـابل درجه پیامبران قرار مى دهند که در میان درجه پیامبران مانند ماه است بین ستارگاه ، پـس در آن روز هـیچ پیامبر و شهید و صدیقى باقى نیم ناند جز آن که مى گوید: خوشا بـه حـال کـسـى کـه ایـن درجـه ، درجـه اوسـت ، نـاگـاه بـانـگـى از جـانـب خـداونـد – عزوجل – آید که تمامى پیامبران و تمامى خلایق مى شنوند که : این درجه محمد (صلى الله عـلیـه وآله ) اسـت ، و مـن آن روز جـامـه اى از نور بر خود مى پیچم مى ایستد و به دست او پـرچـم مـن اسـت کـه لواى حـمـد مى باشد، و بر ا ان نوشته شده است : لا اله الا الله ، المفلحون هم الفائرون …

در آن حـال دو فرشته به سوى من آیند، یکى به نام رضوان که خازن بهشت است ، و دیگرى مالک که خازن دوزخ است ، سپس رضوان نزدیک شده و مى گوید: اى احـمـد!درود بـر تـو، من در جواب مى گویم : درود بر تو اى فرشته !تو که هستى ؟ رویـت چه زیبا و بویت چه نیکوست او مى گوید من رضوان خازن بهشتم ، و این کلیده هاى بـهـشـت است که خدوند – عزوجل – آنها را از پروردگارم پذیرفتم ، پسپاس او را سزاست که مرا با این مقام برترى داد، و من نیز آنها را به برادرم على بن ابى طالب مى سپارم . سـپس رضوان باز گشته و مالک نزدیک مى گردد و مى گوید: اى احمد!درود بر تو. من در جواب مى گویم : درود بر تو اى فرشته !رویت چه زشت و دیدنت چه نازیباست . تو کـه هـسـتى ؟ او مى گوید: من مالک ، خازن و موکل دوزخ هستم ، و این کلیدهاى دوزخ است که خـداونـد بـا عـزت آنـهـا را بـراى تـو فرشتاده است و اى احمد!این ها را بر گیر، و من مى گـویـم : ایـن را از پـروردگـارم پـذیـرفـتـم ، سـپـاس او را سـزاسـت که مرا با این مقام بـرتـرى داد. و مـن نـیز آنهارا به برادرم على بن ابى طالب مى سپارم ، سپس مالک باز گـشـته و على بن ابى طالب مى آید و در حالى که کلیدهاى بهشت و دوزخ در دست اوست ، بـر گـلوگـاه دوزخ مـى ایـستد، در این حال شراره هاى آن پراگنده ، و بانگ دم بر آوردن هـراس انـگـیـز آن بلند، و حرارت آن طاقت فرسا و شدید است ، و على (علیه السلام ) در حـالى کـه مـهـار آن را در دسـت دارد دوزخ بـه او مى گوید: از من زود بگذر، چون نور تو شراره هاى مرا خاموش مى کند، و على (علیه السلام ) به او مى گوید: آماده باشد. این را بـگـیر و آن را رها کن . این را بگیر که دشمن من است و آن را رها کن که دوستدار من است ، و اطاعت و فرمان بردارى دوزخ زعلى (علیه السلام ) بیشتر از اطاعت بنده به صاحبش است ، و هـر گـاه کـه او بخواهد دوزخ را به طرف راست ، و یا به طرف چپ مى گشاند، و دوزخ در آن روز از تـمـانـى خلابق ، اطاعت و فرمان بردارى بیشتر به او و آن چه بدان فرمان مى دهد، دارد(۳۱۶)

در ایـن حدیث شریف رازهاى بزرگ و تاویل هاى لطیفى است که کشف آنها تنها براى کسى میسر که در اصولى که قبلا ذکر شد، اندیشه و تفکر نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.