سه شنبه , ۲۵ خرداد ۱۴۰۰

اسرافیل و نفخ صور

اسـرافـیـل در زبـان سـریـانـى بـه مـعـنـى بـنـده خـداونـد مـتـعـال اسـت . مـرحـوم سـیـد عـلیـخـان مـدنـى شـیـرازى مـى گـویـد: ایـل به زبان عبرى به معناى الله ، و اسراف کلمه اى است که بـه ایـل اضـافه شده است و بنابر روایتى که از حضرت زین العابدین (علیه السـلام ) رسـیـده : هـر چـه بـه ایـل اضافه شود به معنى عبدالله است (۲۱۰) .
از بعضى از روایات استفاده مى شود که او مقرب ترین فرشته خدا است (۲۱۱) . او نخستین فرشته اى بـود کـه بـراى حـضـرت آدم (عـلیـه السلام ) سجده کرد(۲۱۲) . شاید بتوان گفت که بـودن نـفـخـه مـرگ را اسـرافـیـل انـجـام مـى دهـد، و بـعـد از آن خـود اسرافیل هم مى میرد و آن گه خدا همه موجودات را زنده مى کند؛ یعنى نفخه حیات در دست او است (۲۱۳) .

صور در لغت به معنى شاخ بوده و معناى دنیایى آن شیپور است . مـعـمـولا بـراى تـوقـف یا حرکت لشکر و گاه کاروان ها از آن استفاده مى کردند و نفح صور حقیقتى است که در قرآن کریم حدود ده بار آن یاد شده :

۱-یـوم یـنـفح فى الصور عالم الغیب و الشهاده و هنو الحکیم الخبیر(۲۱۴) روزى که در صور دمیده مى شود. داناى نهان و آشکار اوست ، خدایى که حکیم و بر همه چیز آگاه است .
۲-و نـفـخ فى الصور فصعق من فى السموات و من فى الارض الا ما شاء الله ثم نفخ فـیـه اخـرى فـاذا هـم قـیـام یـنـظرون (۲۱۵) و در صور دمیده شود، پس هر کس ؟ در آسـمـان ها و زمین است بمیرد، مگر آن که خدا خواسته ، سپس نفخه دیگر دمیده شود ناگهان همه به پا خیزند و در انتظار (حساب و جزا) باشند.
۳-یـوم یـنـفـح فـى الصـور فـفـزع مـن فـى السـمـوات و مـن الارض الا مـن شـاء الله و کـل اتـوه داخـریـن (۲۱۶) و روزى کـه در صـور دمـیـده شـود اهـل آسـمـان و زمـیـن جـز آن کـه خـدا بـخـواهـد بـه هـراس افـتـنـد و هـمـه مـنـقـاد و ذلیل به محشر آیند.
۴-و تـفـح فـى الصـور فـاذا هـم من الاجداث الى ربهم ینسولن (۲۱۷) و چون در صور دمیده شود، پس به ناگاه همه از قبرها به سوى خداى خود به سرعت مى شتابند.
۵-فـاذا نـفـخ فـى الصـور نـفـخـه واحـده و حـمـلت الارض و الجـبال فدکتا دکه داحده (۲۱۸) به محض این که در صور یک بار دمیده شود و زمین شود، و زمین و کوه ها از جا برداشته شوند و یک باره درهم کوبیده و متلاشى گردند… .
۶-فـاذا نـفـخ فى الصور فلا انساب بینهم یومئذ و لا یتساء لون (۲۱۹) هنگامى که در صور دمیده شود هیچ گونه نسبى میان آنها نخواهد بود و از یک دیگر تقاضاى کمک نمى کنند.
۷-یـوم یـنفخ فى الصور و نحشر المجرین یومئذ زرقا(۲۲۰) روزى که در صور دمیده شود، و در آن روز مجرمان را با بدن هاى کبود جمع مى کنیم .
۸-و نـفـخ فـى الصـور فـجـمـعا(۲۲۱) و در صور دمیده شود پس همه خلق را (در صحراى قیامت ) گرد آوریم .
۹-یـوم یـنفخ فى الصور فتاتون افواجا(۲۲۲) روزى که در صور دمیده شود و شما فوج فوج وارد محشر مى شوید.
۱۰-و نفخ فى الصور ذلک یوم الوعید(۲۲۳) و در صور دمیده شود؛ آن روز، روز تحقق وعده وحشتناک است .

ایـن حـادثـه عـظـیـم در قـرآن کـریـم در مـواضـع مـخـتـلف بـا عـبـارات مـتـفـاوتـى از قبیل : صیحه در چهار آیه از قرآن ، و زجره و نقر فى الناقور و صاخه به معناى صحیه شدید، و قارعه تعبیر شده است .
بنایراین ، صور واقعیتى است موجود که دو گونه صیحه دارد: صیحه میراننده ، و صیحه زنده شده است .

از رسـول خـدا (ص ) پـرسـیـدنـد: صـور چـیـسـت ؟ فـرمـود: شـاخـى اسـت از نـور کـه اسـرافیل آن را به دهان دارد. نیز در حدیث دیگر فرمود: صور شاخى است از نور که در آن سوراخ ‌هایى به تعداد ارواح بندگان مى باشد(۲۲۴) .

گـروهـى از مـحـقـقـان و مـفـسران گویند: ممکن است که تعبیر از صور و شیپور و شاخ تو خالى ، تعبیرى کنایى باشد که مراد صاعقه صیحه عظیمى است که تمام آسمان و زمینى را پـر مـى کـنـد و سبب مرگ ناگهانى همه موجودات زنده مى شود و یا همه را به حرکت و جنبش در مى آورد و سبب حبات آنهامى شود.

امـا ایـن کـه چـگـونـه ممکن است با یم صیحه ، آسمان و زمین به هم ریزد؟ سوالى است که بـشـر دنـیـاى کـنونى بر اثر اکتشافاتى که در رشته هاى مختلف علوم کرده پاسخش را روشن نموده است ؛ زیرا مى دانیم صوت نوعى موج است که در هوا، آب یا جامدات بـه وجـود مـى آیـد. و آن چـه با گوش انسان از این امواج شنیده مى شود صداهایى اسن که شـدت تواتر امواج آن از بیست مرتبه در ثانیه کمتر و از بیست هزار بیشتر نباشد، ولى هستند جیواناتى که امواج شدیدتر از آن را هم مى شنوند. در میان حیوانات خفاش ارتعاشاتى را مى شنود که شدت تواتر آنها بالغ بر ۱۴۵ هزار مرتبه در ثانیه است . و ایـن کـه مـعروف است حیوانات قبل از انسانها وقوع زلزله ها را درک مى کنند شاید به خـاطـر هـمـیـن بـاشـد کـه آنـهـا امـواج صـوتـى نـاشـى از آن را – کـه بـراى انـسـان قابل درک نیست – احساسى مى کنند.

ایـن را نـیـز مى دانیم که امواج شدید، گاه همه چیز را در هم مى کویند، اثیر بمب ها و مواد مـنـفـجره بر بدن انسان ها و ساختمان ها از یریق همین امواج شدید صورت مى گیرد که از آن تـعبیر به موج انفجار مى کنند و مى تئند در یک لحظه هر گونه مقاومتى را در هـم بـشـگـنـد، و گـاه انـسـان یـا سـاخـتـمـانـى را بـه اجـزاى بسیار کوچکى هم چون پودر تـبـدیـل کـنـد. بـنـابراین ، جاى تعجب نیست که صیجه رستاخیز و بانگ صور در مدتى کوتاه مایه مرگ انسانها و در هم شکستن کوه ها شود(۲۲۵) .

جـالب ایـن کـه در نـهج لبلاغه على (علیه السلام ) آمده : و در صور دمیده مى شود و- دنبال آن قلب ها از کار مى افتد، ربان ها بند مى آید و کوه هاى بلند و سنگ هاى محکم چنان بـه هـم مـى خـورد کـه مـتـلاشى و نرم مى شود، و جاى آن چنان صاف مى گردد که گویا هرگز کوهى وجود نداشته است (۲۲۶) .

از آیات قرآن ، وجود و نفخه مرگ و حیات به خوبى روشن است ، ولى از بعضى روایات اسـتفاده مى شود که نفخ صور سه بار انجام مى گیرد و حتى به آیات قرآن در ایـن روایـت اسـتـدلال شـده اسـت . در لئالى الاخـبـار از مـرحـوم دیـلمـى در ارشـاد القـلوب نـقـل کـرده کـه در حـدیـث آمده است : اسرافیل سه نفخه دارد: نفخه فزع ؛ نفخه مـوت و نـفـخـه بـعـث …. در پـایـان جـهـان ، اسرافیل به زمین مى آید و نفخه اولى را در صور مى دمد، که همان نفخه وحشت و فزع است ، همان گونه که خداوند فرمود:و نفخ فى الصور فقرع من السموات و من فى الارض الا مـا شـاء الله (۲۲۷) در ایـن هنگام زلزله عظیمى در سراسر زمین واقع مى شود و مـرد مـحـیـران و سـرگـردان مـانند افراد مست به هر سو مى روند. بعد از آن نفخه سعق (نفخه مرگ ) است همان گونه که قرآن مى فرماید:یوم ینفخ فى الصور فصغق من فى السموات و من فى الارض الا ما شاء الله (۲۲۸) و سپس نفخه یات و بعث اسـت ، هـمـان گـونـه کـه فـرمـوده :ثـم نـفـخ فـیـه اخـرى فـاذا هـم قـیـام ینظرون (۲۲۹) بـعـضـى نـیـز نـفـخـه چـهـارمـى بـر آن افـزوده انـد و آن نـفـخـه جمع و حـضور است که ظاهرا از این آیه استفاده شده است :ان کانت الا صیحه و احده فاذا هم جـمـع لدیـنـا مـحـضـرون (۲۳۰) ولى در حـقـیـقـت هـمـان دو نـفـخـه گـشترش یافته و تـبـدیل به چهار نفخه شده است ؛ چرا که مساله وحشت عمومى و فزع ، مقدمه اى است براى مرگ چهانیان ، که به دنبال نفخه اولى یا صیحه نخستین رخ مى دهد، همان گونه که جمع و حشر نیز ادامه همان نفخه حیات است (۲۳۱) .

پـیـشـتـر گـفـتـه شـد کـه بـنـابـر خـدیـث امـام سـحـاد (عـلیـه السـلام ) نـفـخـه اول را اسـرافـیـل و نـفـخـه دوم را خـداونـد صـورت مـى دهـد و اگـر بـگوییم هر دو نفخ را اسـرافـیـل انـجـام مـى دهـد – چنان که روایات نیز بر آین مطلب دلالت دارند – ممکن است این سـوال پـیـش آیـد کـه چگونه مى شود یک حقیقت دو کار مخالف هم انجام دهد؟ محى الدین ابن عـربـى چـنین جواب مى دهد: دو نفخه وجود دارد، نفخه اى که آتش را خاموش مى کند و نفخه اى کـه آت را شـعـله ور مـى سازد، ولى این دم به وسیله یک انسان از یک دهان به آتش زده مـى شـود. بـنـابـرایـن ، هـیـچ اسـتـبـعـادى نـدارد کـه اسـرفـیـل بـا دم و نـفـخـه اول در صـور، شعله حیات هر زنده اى را خاموش کند و با نفخه دیگر شعله حیات هر مستعدى را بر افروزد(۲۳۲) .
پروردگارا درود فرست بر:و اسرافیل صاحب الصور الشاخص الذى ینتظر منک الاذن و حلول الامر فینبه بالنفخه صرعى رهائن القبور(۲۳۳)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.