دوشنبه , ۲۹ شهریور ۱۴۰۰

آیا فرشتگان مى خوابند؟

از جـمـله مسائل مهمى که در مورد اوصاف ملائکه مطرح شده این است که ، آیا فرشتگان هم مـى خـوابـنـد؟ و در صـورت خـوابـیـدن ، چـگـونـه ؟ آیـا مـثل انسان مى خوابند؟ و یا این که اصلا خواب در آنها راه دارد؟
امیر المومنین (علیه السلام ) در نـهج البلاغه درباره اوصاف ملائکه مى فرماید:لا بغشاهم نوم العیون ، و لا سهو العـقـول ، و لا فتره الابدان (۱۲۴) نه خواب به دیدگان آنها (فرشتگان ) راه مى یـابـد، و نه خطایى در خردشان ، و نه سستى در وجودشان . از این فقره خطبه ثابت مى شـود کـه فـرشـتگان ابدا خواب و سستى و سهو و نسیان ندارند؛ زیرا خواب و خستگى و سـهـو و نـسـیـان بـراى بـشـر است که اسیر ماده و جسم عنصرى است و محتاج به تغذیه و لوازم طـبـیعت حیوانى . اما فرشتگان عالم قدس ، از این اوصاف مبرا و از لوازم قواى مادى حیوانى منزهند. این بیانى است که جمیع شارحان کلام حضرت على – سلام الله علیه – بر آن صـحـه گـذاشـتـه انـد. از جـمـله ابن میثم و ابن ابى الحدید که در شرح نهج البلاغه چـنـیـنـى دلیـل آورده انـد: فـرشتگان نمى خوابند همان طور که نمى خورند و نمى آشامند؛ زیرا خواب از توابع طبع و مزاج است و فرشته مزاج ندارد.
بـعـضـى اشـکـال کـرده و گـفـتـه انـد: ایـن مـطـلب بـا ظـاهـر بـا قـول خـداونـد که مى فرماید: لا تاخذه سنه و لا نوم (۱۲۵) ؛ هرگز او را کسالت و خواب (حالت چرت و خمارى ) نگیرد چه رسد به این که به خواب رود، منافات دارد؛ چـه ایـن که حق سبحانه با این حالت ، خود را مدح فرموده است لذا شایسته نیست که کسى در این حالت به خدا مشارکت داشته باشد.
بـعـضى از محققین به این اشکال جواب داده اند که : ملائکه را حالت چرت و کسالت خواب مـى گـیـرد نـه ایـن کـه به خواب بروند و این که به خداوند خود را مدح کرده به لحاظ مـجـمـوع سنه و نوم است نه هریک به تنهایى . لذا اگر چه نمى توان خـواب را بـه ایشان نسبت داد؛ چون همواره به تسبیح و تقدیس حق تعالى مشغولند و و امر الهـى را امـتـثـال مـى کـنـنـد، لکـن خـواب از احـوالى اسـت کـه قـابـل اتـصـاف بـه مـلائکـه مـى بـاشـد؛ زیـرا بـه هـر حال ، آنها نیز ممکن الوجود و از مخلوقات خداوند هستند.

در اخبار وارد است که داوود بن عطار گوید: یکى از اصحاب ، پرسید: مرا خبر بده که آیا فـرشـتـگـان مـى خـوابـنـد؟ گـفـتـم : نـمـى دانـم ، گـفـت : خداوند مى فرماید: یسبحون اللیـل و النـهـار لا یـفـترون (۱۲۶) ؛ شب و روز خدا را تسبیح مى گویند و دچار سستى نمى شود. قرار شد من نزد امام صادق رفته و این مساله را بپرسیم . وقتى پرسیدم ، فـرمـود: هیچ زنده اى نیست جز این که یم خوابد و فقط خداست که خواب ندارد اما ملائکه مـى خـوابـنـد، گـفـتـم : خـداونـد مـى فـرمـایـد: یـسـبـحـون اللیل و النهار لا یفترون (۱۲۷) فرمود: نفس هایشان تسبیح است (۱۲۸) .
فتره یعنى امتناع کردن از اظهار امر و نهى . لذا معنى بیان حضرت : لا یغشاهم نـوم العـیـون (۱۲۹) ، این است که آن گونه که دیگران را خواب فرا مى گیرد و حـواس ظاهرى از افعال و کارهایشان معطل مى شود، نمى خوابند تا موجب غفلت از تسبیح و تقدیس آنان شود.

نـیـز در روایـتـى از امـام صـادق (علیه السلام ) درباره فرشتگان پرسیدند که ، آیا مى خـورنـد و مـى آشامند و نکاح مى کنند؟ حضرت فرمود: خیر، ایشان به نیسم عرش زندگى مـى کـنـند و گفته شد: علت خوابشان چیست ؟ فرمود: براى این که فرق است بین ایشان و خـداونـد – عـزوجـل – زیـرا آن کسى که هرگز او را هم خواب سبک و هم خواب سنگین نگیرد، فقط خداست (۱۳۰) .

از آن چـه گـذشـت مى توان نتیجه گرفت که چون فرشتگان موجوداتى جسمانى نیستند و ماده در آنها راه ندارد، قطعى است که مانند انسان خواب ندارند و این مساله اى است که کتاب ، سـنـت و عـقـل بر آن صحه مى گذارد. اما با جمع سخن امیر بیان مى فرمود: لا یغشاهم نوم العیون و حدیث امام صادق (علیه السلام ) که مى فرمود: مى خوابند، اما نفس هـایـشان تسبیح است مى توان گفت : ممکن است ملائکه را حالت خواب سبک بگیرد به طـورى کـه هـیـچ گـاه بـا ایـن حـالت تـسـبـیـح و تـقـدیـس حـضـرت حـق غـافـل نـشـده و شـب و روز بـه پـرسـتـش و امـتـثـال اوامـر او مـشـغـول بـاشـنـد، چـنـان کـه دربـاره صـفـات پـیـامـبر (صلى الله علیه وآله ) آمده که از خـصـوصـیـات آن حـضـرت ایـن بـود کـه ، چشمانش مى خوابید ولى قلبش بیدار بود و در انـتـظـار وحى الهى به سر مى برد(۱۳۱) ، پس خواب اگر چه براى او پیش آید، هیچ گـاه او را از مـراقـبـت پـروردگـارش مـعـطـل نـمـى گـذارد ولى دیـگـران را مـعـطـل مـى کند. به عبارت دیگر، مراد از خواب فرشتگان چیزیى است شبیه این روایت که امـام عـلى (عـلیـه السـلام ) فـرمـود: مـردم در خـواب انـد و چـون بـمـیـرنـد بـیـدار شـونـد(۱۳۲) ، لذا خـوابشان مانند خواب چشم ها و غفلت نیست ، بلکه حالتى است که در مقایسه با آن چه خداوند سبحان بر آن است ، مانند خواب در مقایسه با بیدارى است ؛ زیرا کسى که فاقد چیزى است ، نسبت به آن در خواب مى باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.