سه شنبه , ۳۰ شهریور ۱۴۰۰

آیا فرشتگان را مى توان دید؟

ما مسلمانان جملگى ایمان داریم که فرشته وجود دارد و همیشه با ما و میان ما است ، این در حـالى اسـت کـه مـا آنـهـا را نـمى بینیم اما ایشان ما را مى بینند؛ یعنى فرشتگان ما را به عـیـانـت و آشـکـارا مى بینند اما ما به آنان ایمانى غیر عیانى داریم . براى دید فرشتگان باید چشم دل باز کرد و حجاب هاى آن را بر طرف کرد چه این که فرشته جسم نیست که با حواس جسمانى ادراک شود.
چشم دل باز کن که جان بینى
آن چه نادیدنى است آن بینى
بـه عـبـارت دیـگـر، تمثل فرشته دو جنبه دارد: یک رشته به دست آن انسانى است که مى خـواهد فرشته را ببیند؛ یک رشته هم به دست خود فرشته یا ذات مقدس احدیت است که آن حالت را پیش بیاورد که آن رشته از طرف انسان ، آن حالت ملکوتى است که در آن حالت ، انـسـان مـى تواند فرشته را ببیند و لذا پیامبر (صلى الله علیه وآله ) فرشته را مى دیـد ول بـسـیـارى از اطـرافـیـانـش آن را نـمـى دیـدنـد. چـون جـبـرئیـل (عـلیـه السـلام ) قـرآن را بـر قـلب رسـول خـدا (صـلى الله عـلیـه وآله ) نـازل مـى کـرد در نـظـر وى مـتـمـثـل مى شد، به طورى که اگر کسى نزد آن حضرت بود جـبـرئیل را نمى دید؛ چون نزول جسمانى نبود تا با دیدگان دیدار شود و اگر کسى مى تـوانـسـت جـبـرئیـل را مشاهده کند، یا با تصرف پیامبر در جان وى بود و یا قدرت روحى بـیـننده چنان بود که جبرئیل را مى دید و صدایش را مى شنید، چنان که امیر المومنین (علیه السـلام ) فـرمـود: نـور وحـى و رسـالت را مـى دیـدم و بـدى نـبوت و پیغمبرى را مى بـویـیـدم و هـنـگامى که وحى بر آن حضرت نازل شد صداى شیطان را شنیدم ، گفتم : اى رسـول خـدا، ایـن چـه صـدایـى اسـت ؟ فـرمود: این شیطان است که او را از پرستش نمودن نومیدى روى داده است ، تو مى شنوى آن چه را من مى شنوم و مى بینى آن چه را من مى بینم مگر این که پیغمبر نیستى (۱۳۷) .
پـس مـشـاهـده و ادراک فـرشـتـگـان بـا خـروج از حـجـاب هاى نفسانى و مسلح شدن به چشم دل میسر است که این عمل نیز بسیار دشوار مى باشد، به همین جهت آن کس که در هنگام مرگ اسـت چـیزهایى را مى بیند که حاضران در مجلسى نمى بینند، و آنان را به چیزهایى خبر مـى دهـد کـه آنـهـا ادراک نـمـى کـنند و روحانیان و فرشتگان را که با او در یک جایگاه اند مشاهده نمى کنند.

در حدیث وارد شده : فرشتگان در مجالس حاضر مى گردند و آنان در جست و جوى مجالس ، جـهـان را سـیر مى نمایند و چون مجلس ذکرى دیدند دیگران را ندا داده و گویند: بشتابید بـدان چـه کـه جـسـت و جـو مـى کـردید، هیچ یک که بشر را توان آن نیست که آنان را ادراک نـمـایـد، جـز آن کـس کـه خـداونـد پـرده از چـشـمـش بـرداشـتـه بـاشـد و ایـنـان اهـل کـشـف انـد، آیا نشنیدى که پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله ) به آن کسانى که به دنـبـال جـنـازه مـردگـان سـواره مـى رفـتـنـد فـرمـود: آیـا شـرم نـمـى کـنید که فرشتگان بـال هاى خویش را براى طالب علم به روى زمین مى گسترانند؟ پس مومن سزاوار است که در هـر مـوطـنـى ، هـمـان گـونـه کـه صـاحـب کـشـف عـمـل مـى کـنـد، عمل نماید و گرنه مومن حقیقى نیست (۱۳۸) .

امـام حـسـن عـسـکـرى (عـلیـه السـلام ) مـى فـرمـایـد: رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) هنگام احتجاج با مشرکین در مورد ملائکه فرمود: شم یا حواستان نمى توانید فرشته را مشاهده کنید؛ چه این که فرشته از جنس این هواست (یعنى هـمـان طـور کـه هـوا دیـده نـمـى شـود فـرشـتـه نـیـز قـابـل رویـت نـیست ) و اگر قوت بینایى خود را زیاد گردانید به طورى که او را مشاهده کـنـیـد، هـر آیـنـه بـه شما مى گویم این که شما مى بینید فرشته نبست بلکه بشر است (یعنى دیدن فرشته نیرویى روحانى و بسیار قوى مى خواهد که شما ندارید و فقط انبیا و بعضى از اولیاى کمل الهى قادرند آن را مشاهده نمایند)(۱۳۹) .

امـا خـمـیـنـى (ره ) در کـتـاب ارزشـمـنـد آداب الصـلوه مـى فـرمـایـد: و بـایـد دانـست که تـمـثـل جـبـروتـیـین و ملکوتیین در قلب و صدر و حس بشر ممکن نیست ، مگر پس از خروج از جـلبـاب بـشـریـت و تـنـاسـب او بـا آن عـوالم ، والا مـادامـى کـه نـفـس ‍ مـشـتـغـل بـه تـدبـیـرات مـلکـیـه اسـت و از آن عـوالم غافل است ، ممکن نیست این مشاهدات یا تمثلات براى او دست دهد. بلى گاهى شود به اشاره یـکـى او اولیـا نـفـس را از ایـن عـالم انـصـرافـى حاصل شود به قدر لیاقت از عوالم غیب ادراکـى مـعـنوى و یا صورى نماید و گاه شود که به واسطه بعضى امور هایله ، مثلا از بـراى نـفـوس انـصرافى از طبیعت حاصل شود و نمونه اى از عالم غیب ادراک کند. چنان چه شـیـخ الرئیـس قـضـیـه آن شـخـص سـاده لوح را کـه در حـج بیت الله برات آزادى از آتش گـرفـتـه بـود نـقـل کـنـد، و شـیـخ عـارف مـحـیـى الدیـن نـیـز نـظـیـر ایـن قـضـیـه را نقل نماید. و اینها نیز از انصراف نفوس است از ملک و توجه ملکوتى است و گاه شود که نـفـوس اولیاى کمل پس از انسلاخ از عوالم و مشاهده روح اعظم یا سایر ملائکه الله ، به واسطه قوت نفس نشئات در آن واحد حقایق جبروتیین را مشاهده کنند، و گاه شود که به
قدرت خود ولى کامل تنزل ملائکه حاصل شود، و الله العالم (۱۴۰) .
مـطـالبى دیگر راجع به تمثل فرشته و دیدن آن باقى ماند که – ان شاء الله – در بحث کیفیت نزول فرشته بر ولى امر بدان خواهیم پرداخت .
البته ذکر این نکته شایسته است که ، وقتى مشرکان براى ایمان آوردن با بهانه جویى اعـتـراض مـى کـردنـد کـه چـرا فـرشـتـگان بر ما نازل نمى شود تا آنها را مشاهده کنیم ؟ خـداونـد در جـواب فـرمود:یوم یرون الملائکه لا بشرى یومئذ للمحرمین و یقولون حجرا محجورا(۱۴۱) روزى که فرشتگان را ببینند مجرمان در آن روز بشارتى از فرشته نیافته ، بلکه به آنها گویند: اى سرکشان ! از رحمت خدا محروم باشید.

ایـن آیـه اصـل دیـدن فـرشتگان را مسلم گرفته ؛ به این معنى که روزى هست که کفار در روز دیـدن فـرشتگان خبر داده است ، تا به این معنا اشاره کرده باشد که در خواست دیدن فرشتگان به نفعشان تمام نمى شود، زیرا فرشتگان را نخواهد دیدى مگر روزى که با عـذاب آتـش رو بـه رو شـده بـاشـنـد، و ایـن وقـتـى اسـت کـه نـشئه دنیوى و نشئه اخروى مـبدل شود. پس کفار در حقیقت با این در خواست خود در فرود آمدن عذاب شتاب کرده اند، در حـالى کـه خـودشـان خـیـال مـى کـنـنـد بـا ایـن در خـواسـت خـود، خـدا و رسول او را عاجز و ناتوان مى کنند.

امـا ایـن کـه مـنظور از یوم یرون چه روزى است ؟ اختلاف است و عده اى مى گویند مـراد روز قـیـامت است لکن آن چه از سیاق آیه به دست مى آید – به نظر علامه طباطبایى – ایـن اسـت کـه ایـن مـشـاهـده از مـشـاهـدات دم مرگ است و و از سوى دیگر، در مقام مخاصمه در پـاسـخ بـه کـسـى کـه دیدن فرشتگان را انکار مى کند باید اولین روز (روز مرگ ) که ملائکه را مى بیند به رخش کشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.