سه شنبه , ۴ آبان ۱۴۰۰

گنجينه ها و ثروتهاى بادآورده در زمان خلفا

نگاهى گذرا به زندگانى بعضى از مسلمانان آن زمان نشان دهنده پيشرفت عظيم مادى در آن زمان است .
زبير ابن عوام همان صحابى معروف كه به كمك طلحة و عايشه جنگ جمل را با على عليه السلام براه انداخت داراى يازده خانه در مدينه و دو خانه در بصره و يكى در كوفه و يكى در مصر بود، او چهار عدد زن داشت كه وقتى ارث او را تقسيم مى كردند بعد از كم كردن ثلث او به هر زنى يك ميليون و دويست هزار (درهم يا دينار) رسيد در صحيح بخارى است كه بنابراين دارائى او پنجاه ميليون و دويست هزار خواهد بود ولى ديگران گفته اند بخارى در محاسبه اشتباه كرده و مجموع دارائى او پنجاه و نه ميليون و هشتصد هزار مى شود، (165)
و اين عدد امروز عدد سنگينى است تا چه رسد به آن زمان و كسى كه اوضاع اقتصادى آن زمان را بررسى كند به عظمت اين اموال پى مى برد.
از مسعودى در مروج الذهب نقل شده كه زبير هزار اسب در اصطبل گفته است كه زبير در مصر زمينهائى داشت و همچنين در اسكندريه و كوفه و در بصره نيز خانه هائى داشت . (166)
اما طلحة ابن عبيدالله ، ياور زبير در جنگ جمل ، در احوالات وى نوشته اند كه هر روزى هزار دينار درآمد او از غلات عراق بوده است ، و بيش از اين هم گفته اند، اين درآمد او از عراق است اما درآمد او از ناحيه سراة در حجاز بيش از اين برآورد شده است ،
طلحه در مدينه خانه اى با گچ و آجر و ساج بنا كرد (كه خانه اعيان بشمار مى رفت ) ابن جوزى گفته است : كه طلحه سيصد (بار) شتر از طلا داشت ،
عمرو ابن عاص گفته است : ارث بجا مانده از طلحه صد بهار است كه در هر بهارى سه قنطار از طلا بود و همو گفته كه شنيدم كه بهار به پوست گاو مى گويند و ابن عبدربه اين خبر را سيصد بهار از طلا و نقره ذكر كرده است بعضى ، سيصد پوست گاو پر از طلا و نقره ،
اما عبدالرحمن ابن عوف در احوالات او گفته اند كه ده هزار گوسفند و يكصد اسب داشت همراه با هزار شتر، او كه داراى چهار زن بود، و يكى از زنهاى خود را در هنگام مريضى (آخر عمر) طلاق داده بود، صالح ابن ابراهيم ابن عبدالرحمن گويد: با اين زن مصالحه كرديم به هشتاد و سه هزار. و در تاريخ يعقوبى است كه به يكصد هزار دينار با او مصالحه كرده اند و با در نظر گرفتن اين كه اين مقدار يك سى و دوم 132 اموال او مى باشد زيرا مجموعه زنها 18 سهم مى بردند و چون چهار زن بوده اند به هر كدام 132 مى رسد، با اين حساب اموال عبدالرحمن حداقل بايد حدود سى و دو ميليون دينار بوده باشد، و اين رقم مخصوصا در آن زمان چنان سرسام آور است كه در احوالات عبدالرحمن ابن عوف نوشته اند، شمشهاى طلاى او را با تبر تقسيم مى كردند بطورى كه دست كارگرها متورم شد،
و يا بعلى ابن اميه كه به جز طلبهاى او و زمين و دارائى هاى متفرقه كه يكصد هزار دينار ارزش داشت مقدار پانصد هزار دينار از او بجاى ماند،
و يا زيد ابن ثابت كه راجع به وى گفته اند: طلا و نقره او را بعد از وى با تبر قسمت مى كرده اند، و معلوم است كه اشرافيت وقتى در ميان مسلمانها چنين نفوذ كند در ميان خلفا چه خواهد كرد و اين سبك زندگى در زمان عثمان اوج گرفت و خود او چنان در اين وادى اسراف كرد كه حضرت امير عليه السلام در خطبه شقشقيه در نهج البلاغه مى فرمايد او و بنى اميه چنان بيت المال را حيف و ميل كرده مى خوردند همچنانكه شتر، علف بهارى را (با اشتها و حرص ) مى خورد و همين شكم خوارگى او موجب كشته شدن وى گرديد.
و در همين راستاست كه آن زندگى و ثروت عظيم را براى عثمان ضبط كرده اند، لباسهاى پادشاهى مى پوشيد و دندانهاى خود را به طلا زينت مى كرد، خانه اشرافى بنا كرد و داراى هزار برده بود تنها در ربذه هزار شتر داشت و اموال عظيم ديگر كه تاريخ ثبت كرده است .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.