جمعه , ۳ بهمن ۱۳۹۹

گفتگوى مالك اشتر با اميرالمؤ منين عليه السلام

على ابن محمد ابن ابى يوسف مدائنى از فضيل ابن جعد نقل كرده است كه گفت : عمده ترين علت كناره گيرى عرب از اميرالمؤ منين مسئله مال بود زيرا او نه اشراف را بر ديگران ترجيح مى داد و نه عرب را بر عجم ، او با رؤ سا و سران قبايل زد و بند نمى كرد همچنانكه پادشاهان مى كنند و كسيرا (با دادن باج ) به طرف خود نمى كشاند ولى معاويه برخلاف اين بود، لذا مردم على عليه السلام را رها كرده به معاويه پيوستند، حضرت امير از بى وفائى مردم و رفتن آنها به طرف معاويه به مالك اشتر شكوه نمود مالك اشتر گفت : يا اميرالمؤ منين ما با اهل بصره به كمك اهل كوفه جنگيديم و با اهل شام بكمك اهل بصره و كوفه جنگيديم و آراء متحد بود، و الان اختلاف و دو دستگى حاصل شده ، و تصميمها ضعيف و نفرات كم گرديده ، شما هم كه با عدالت با مردم رفتار مى كنى و به حق عمل مى كنى و ميان بالا و پائين در افراد فرق نمى گذارى لذا عده اى از اطرافيان تو كه از حق ناراحت بودند چون چشم ديدن آن را نداشته و از عدالت غمگين بودند، چون در آن قرار گرفتند و كارهاى معاويه را با ثروتمندان و اشراف ديدند (كه چه دست و دلبازيهاى نشان مى دهد) جان مردم به طرف دنيا شوق گرفت ، و چه كم است كسى كه ياز دنيا نباشد و اكثر اينان از حق كراهت داشته و خريدار باطل هستند و دنيا را بر مى گزيند، اگر شما هم يا اميرالمؤ منين بذل و بخشش كنى گردنهاى مردان به طرف تو مايل شده و از مودت آنها بهره مند مى شويد، خدا كارگشاى تو باد يا اميرالمؤ منين و دشمنانت را خوار كند و جمعيتشان را متفرق و مكر و حيله آنها را سست و كارهايشان را متلاشى كند.
حضرت امير عليه السلام فرمود: اما آنچه از اعمال و روش عدالت ما گفتى ، خداوند مى فرمايد: هر كه كار نيك كند براى خود كرده است و هر كه بد كند بر ضرر خويش كرده است و خداوند به بندگان ستم روا ندارد – و من از اينكه در كارم كوتاهى كرده باشم بيمناكترم ، اما آنچه ذكر كردى كه حق بر آنها سنگين است و لذا از ما جدا شده اند، خداوند مى داند كه بخاطر ستم نبود كه از ما جدا شدند و اكنون كه به ما پشت كرده اند به عدالت پناه نبرده اند، (ايشان جز دنياى زودگذر فانى را نمى طلبند) و روز قيامت مسئول خواهند بود،
آيا دنيا را اراده كرده اند؟! يا براى خدا عمل مى كنند!، و اما اينكه سخن از بذل و بخشش و جلب حمايت كردى ، همانا ما را نرسد كه هيچكس را از اين بهره بيش از حقش بدهيم و حال آنكه خداوند سبحان مى فرمايد: و سخنش هم حق است : چه بسيار گروه اندك كه به اذن خدا بر گروه بسيار پيروز شد و خداوند با صابرين است (يعنى من بر كمى جمعيت راضى و اميدوارم و دست از اصول خود بر نمى دارم ) خداوند پيامبرش محمد صلى الله عليه و آله را تنها فرستاد و بعد از اين كمى ، آنها را زياد گرداند و گروه او را بعد از خوارى عزيز گرداند، اگر خداوند اراده كند كه ما را والى كند سختيها را آسان خواهد كرد و غمها را برطرف مى كند، من هم از راءى ، آن مقدار كه رضايت خداوند عزوجل در آن است مى پذيرم و تو از امين ترين افراد نزد من و از مخلصترين آنها و مورد اعتمادترين آنها پيش من مى باشى ان شاء الله . (163)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.