شنبه , ۴ آذر ۱۳۹۶
خانه » اسرار عاشورا » وحشت ابن زياد و اعتراف عمر سعد و برادر ابن زياد

وحشت ابن زياد و اعتراف عمر سعد و برادر ابن زياد

وقتى امام حسين كشته شد و عبيدالله ابن زياد، انتقام خود را گرفت و از خون خاندان پيامبر سيراب شد، مردم تازه بيدار شده بودند، مخصوصا پس از آن سخنرانيهاى مهيج و شورانگيز دختر اميرالمؤ منين زينب كبرى عليهاالسلام ، و به عمر ابن سعد و عبيدالله ، نفرين مى كردند، عبيدالله خواست كه سندى بر عليه او در ميان نباشد، به عمر ابن سعد گفت : آن نوشته اى كه در آن فرمان قتل حسين بود به من بده ، عمر ابن سعد گفت : وقتى به دنبال انجام دستور تو بودم آن نوشته گم شد، عبيدالله گفت : بايد بياورى ، عمر ابن سعد گفت : گمشده ، عبيدالله دوباره گفت : بايد بياورى ، عمر ابن سعد گفت : آن نوشته گذارده شده و بر پيرزنهاى قريش در مدينه خوانده مى شود تا عذرى باشد از آنها سپس گفت : بخدا سوگند كه من نسبت به حسين تو را نصيحتى كرده بودم كه اگر پدرم سعد ابن ابى وقاص را چنان نصيحت مى كردم حق او را ادا كرده بودم ،
در اين ميان برادر عبيدالله بنام عثمان صدا زد: راست مى گويد، بخدا كه دوست داشتم مردى از اولاد زياد نمى ماند و همه مردان اولاد زياد تا قيامت ذليل مى شدند، اما حسين كشته نمى شد، عبيدالله اين سخنان را شنيد ولى اعتراضى نكرد. (192)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *