دوشنبه , ۳ آبان ۱۴۰۰

ممانعت از تدوین و نشر احادیث پیامبر

یکى از حوادث تاءسف بار و جبران ناپذیر، اقدام خلیفه اول و دوم در جلوگیرى از نوشتن و حتى روایت و بازگو کردن احادیث پیامبر مى باشد،
اخبار مربوط به ممانعت عمر از تدوین و جمع آورى حدیث از نظر شیعه و سنى متواتر است ، توجیه آنها این بود که بخاطر کثرت احادیث و اختلاف آنها و یا تدوین آنها، مردم از قرآن روگردان مى شوند و کتاب خدا را رها مى کنند، آرى عمر قبلا نیز در مقابل پیامبر وقتى حضرت فرمود: براى شما چیزى بنویسم که هرگز گمراه نشوید، در مقابل حضرت گفته بود، کتاب خدا کافیست ، حتى ابوبکر که پانصد حدیث از پیامبر جمع آورى کرده بود، همه آنها را آتش زد. (۴۳)
و در همین راستا عمر به شهرها نامه نوشت که اگر کسى حدیثى را از پیامبر نوشته باید آن را از میان ببرد(۴۴) و خود او نیز وقتى دید حدیث بسیار شده است ، به مردم دستور داد تا همه را نزد او آوردند، سپس ‍ فرمان داد تا همه را طعمه حریق سازند. (۴۵)
او افرادى مثل عبدالله ابن مسعود و ابا درداء و ابا مسعود انصارى را حبس نمود، تنها به این جرم که از پیامبر زیاد حدیث نقل مى کنند، آنها در مدینه ممنوع الخروج بودند تا بعد از عمر، که عثمان آنها را آزاد کرد. (۴۶)
و در روایت دیگرى آمده است که عمر ابن خطاب از دنیا نرفت تا اینکه اصحاب پیامبر چون عبدالله ابن حذیفه و ابادرداء و اباذر و عقبه ابن عامر را از اطراف گرد آورد و گفت : این احادیثى که در اطراف از پیامبر پخش کرده اید چیست ؟ گفتند: آیا از این کار نهى مى کنى ؟ گفت : نه ، ولى نزد من باشید و تا من زنده ام حق ندارید از من جدا شوید، از شما حدیث مى گیریم و یا بر شما رد مى کنیم ، بدینسان بود که تا عمر زنده بود نزد او ماندند. (۴۷)
و ابوبکر به بهانه اختلاف در احادیث مى گفت : از پیامبر چیزى حدیث نقل نکنید و هر کس از شما سؤ ال کرد بگوئید: میان ما و شما کتاب خداست . (۴۸)
قرظه ابن کعب گوید: عمر به مشایعت ما که به عراق مى رفتیم آمد و گفت : مى دانید چرا شما را مشایعت کردم ؟ گفتیم : مى خواستى ما را احترام کنى ، گفت : علاوه بر آن ، کارى هم داشتم ، شما نزد مردمى مى روید که زمزمه اى مانند زمزمه زنبور عسل (در خواندن قرآن ) دارند، آنها را با احادیث پیامبر سرگرم نکنید، من نیز شریک شما خواهم بود، به همین جهت بود که هر وقت به قرظه مى گفتند براى ما حدیث بگو مى گفت : عمر ما را منع کرده است . (۴۹)
و به همین جهت بود که اصحاب پیامبر از نقل احادیث اجتناب مى ورزیدند، و یاللعجب که بهانه این کار، گاهى شبهه ایجاد اختلاف و احادیث کاذب ، و گاهى اعراض مردم از قرآن و گاهى زیاد و کم شدن سهوى در احادیث ذکر مى شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.