سه شنبه , ۴ آبان ۱۴۰۰

معاویه و پیامبر و پیامبرى

احمد ابن ابى طاهر در کتاب اخبارالملوک آورده است که : وقتى معاویه صداى مؤ ذن را شنید که مى گوید: اشهد ان محمدا رسول الله ، گفت : مرحبا بر این پدر! اى فرزند عبدالله تو همت بلندى داشتى ! راضى نشدى جز به اینکه اسم خود را کنار نام پروردگار جهانیان قرار دهى . (۱۰۳)
طبرى در تاریخ خود آورده است که عمرو عاص با عده اى از اهل مصر نزد معاویه آمدند، عمرو عاص به همراهان سفارش کرد تا مى توانید، معاویه را تحقیر کنید و از ارزش او بکاهید، حتى سفارش کرد که بر معاویه بعنوان خلیفه ، سلام نکنید.
معاویه که از این زد و بند آگاه شده بود به نگهبانان سفارش کرد که بر میهمانان آنچنان سخت بگیرید که هر کدام بیش از نجات جان خود چیزى در نظر نداشته باشد،
میهمانان وارد شدند، اولین نفر، مردى بود بنام ابن الخیاط، او با آن بلائى که بر سرش آورده بودند، به نزد معاویه آمد و گفت : سلام بر شما اى رسول الله ، دیگران نیز همین کار را کردند، وقتى خارج شدند، عمرو عاص گفت : خدا شما را لعنت کند، من گفتم که به خلافت بر او سلام نکنید، شما به پیامبرى بر او سلام کردید. (۱۰۴)
آرى زمینه روحى و صفات و خصائص معاویه در فکر پهلو زدن به نبوت است ، لذا به این افراد اعتراض نکرد و سخن آنها را انکار ننمود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.