سه شنبه , ۴ آبان ۱۴۰۰

عشق محمد بس است و آل محمد

ماه فروماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلك را كمال و منزلتى نيست
در نظر قدر با كمال محمد
وعده ديدار هر كسى به قيامت
ليله اسراى شب وصال محمد
آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى
آمده مجموع در ظلال محمد
همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد
شمس و قمر در زمين حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد
شايد اگر آفتاب و ماه نتابد
پيش دو ابروى چون هلال محمد
سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى
عشق محمد بس است و آل محمد

و يا روايت كرده اند از عائشه كه گفت : روز عيدى بود، عده اى از سياهان مشغول بازى با ابزار لعب و جنگ بودند، (نمايش مى دادند) نمى دانم من از پيامبر درخواست كردم يا پيامبر خود فرمود: آيا مى خواهى نگاه كنى ؟ گفتم : آرى ، حضرت مرا پشت خود قرار داد به گونه اى كه گونه من بر گونه پيامبر بود، سپس آنها را تشويق نمود، تا اينكه من خسته شدم ، بمن فرمود: آيا كافى است ؟ گفتم : آرى ، فرمود: پس برو. (213)
آيا هيچ ديندار غيرتمندى حاضر است كه اين اباطيل را به اشرف مخلوقات نسبت دهد و سپس كتاب خود را مهمترين كتاب پس از قرآن بنامد،
آرى اين همه تهمتهاى ناروا به پيامبر اكرم نتيجه اى جز توجيه اعمال زشت فرمانروايان اموى و عباسى ، در اعمال ننگين آنها نداشت ، و در اين ميان آنقدر از اين روايات دروغين و ناهنجار بر نبى مكرم جعل كرده اند، كه قلم از نگارش آن حيا مى كند، آخر كدام غيرتمندى حاضر مى شود كه با همسر خود در معرض ديد عموم ، مسابقه بدهد، آن هم چند بار، تا چه رسد به پيامبر عظيم الشاءن اسلام ، آن هم در حالى كه فرماندهى سپاهى را به عهده دارد و در سفر است ، همچنانكه احمد حنبل در مسند ج 6 ص 264 آورده است . (214)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.