شنبه , ۴ آذر ۱۳۹۶
خانه » اسرار عاشورا » شاه را بردى و تنها زفرات آمده اى

شاه را بردى و تنها زفرات آمده اى

اسب امام حسين عليه السلام گريزان از دست دشمن سوى امام آمد و يال خود را به خون حضرت آغشته كرد و سوى سراپرده زنان شيهه زنان آمد و نزديك خيمه سر به زمين مى كوفت تا مرد، وقتى خواهران و دختران و اهل بيت حضرت اسب بى صاحب را ديدند، صدا به گريه و ناله بلند كردند، ام كلثوم دست بر سر نهاد و مى گفت : وا محمدا وا جدا، وا نبيا وا اباالقاسما وا عليا وا جعفرا، وا حمزتا، وا حسنا، اين حسين است در ميدان كربلا فتاده ، سر بريده از قفا كه عمامه و رداى او ربوده شده و سپس بيهوش شد.
و در زيارت ناحيه مقدسه امام زمان (عج ) آمده است : اسب تو شتابان به خيام تو آمد، گريان و شيوه كنان ، وقتى بانوان اسب تو را زبون ديدند و به زين واژگون نظر كردند، از سراپرده بيرون آمدند، موى بر روى ريخته ، بر صورت زنان با روى گشوده و شيوه كنان ، كه پس از عزيز بودن خوار گشته اند،
شتابان به سوى قتلگاه تو آمدند، ناگاه ديدند كه شمر بر سينه تو نشسته ، شمشير بر گلوى تو نهاد، محاسن تو را بدست گرفته و با تيغ هندى سر از بدن تو جدا مى كند، اعضاى بدنت آرام ، دم فرو بسته ، سر مطهر تو بر نيزه بالا شد. (238)هيچ كس در عالم از سر حسين آگاه نيست
آرى آرى هيچ كس آگه ز سرالله نيست
هست هر شاه و گدا را بر درش روى نياز
ملك هستى را به جز او درحقيقت شاه نيست
او بود خون خداوند و خدايش خونبهاست
هيچكس را در بر حق اين جلال و جاه نيست
مخلصش را در عزا آتش نمى سوزد به هند
پس يقين دان آتش دوزخ هم او را راه نيست
خلق عالم را بود بر درگه او التجا
هيچ كس از سائلين محروم از اين درگاه نيست
استان عرش بنيان حسين دارالشفاست
دردمندان را به دوران همچودرمانگاه نيست
بارگاهش در شرافت بهتر از عرش خداست
هيچ كس را اندرين عالم چنين خرگاه نيست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *