شنبه , ۴ آذر ۱۳۹۶
خانه » اسرار عاشورا » در خانه وحى آتش افكند!!

در خانه وحى آتش افكند!!

و اى كاش به همين جا اكتفا مى كردند!!
مسعودى كه مورد قبول شيعه و سنى است در اثبات الوصية مى نويسد، بطرف حضرت على حمله كردند، در خانه را آتش زدند، و حضرت را با زور خارج كردند، و سرور زنان (حضرت فاطمه ) را ميان در فشار دادند، تا اينكه محسن را سقط كرد!
صاحب وافى بالوفيات از نظام معتزلى نقل مى كند كه عمر در روز بيعت چنان بر شكم حضرت فاطمه زد كه محسن را سقط نمود و اينجاست كه ابن ابى الحديد سنى معتزلى در شرح نهج البلاغه گويد: وقتى براى استادم ابوجعفر نقيب داستان هدر نمودن پيامبر خون هبار ابن اسود را بواسطه اينكه با نيزه بر هودج دختر پيامبر، زينب حمله كرد كه منجر به سقط فرزندش شد، نقل نمودم ، استادم گفت : اگر پيامبر زنده مى بود حتما خون كسى كه فاطمه را ترساند تا فرزندش را سقط نمود، حلال مى كرد!(141)
مساءله آنقدر شنيع بود كه ابوبكر در دم مرگ آرزو مى كرد اى كاش با خانه حضرت فاطمه كارى نمى داشتم ، هر چند كار به جنگ بكشد. (142)
3 – جسارتها و بدگوئيها
مظلوميتها همچنان ادامه مى يافت ، به دنبال اين حوادث ، محروم نمودن حضرت فاطمه (س ) از حق مسلم خويش فدك شروع شد، فدك را كه حق مسلم و عطيه الهى بود با بهانه واهى از حضرتش گرفتند،
حضرت فاطمه سلام الله عليها بر عليه اين اقدام ظالمانه فريادها زد اما سياست وقت ، به هيچ وجه راضى نبود كه دختر پيامبر را راضى نگه دارد،
ابن ابى الحديد گويد: وقتى استدلال حضرت فاطمه و على عليهماالسلام در دل مردم تاءثير كرد، ابوبكر به بالاى منبر رفت و گفت : اى مردم اين چه هياهوئى است كه بر پاى كرده ايد و گوش به حرف هر كس ‍ مى دهيد، او چون شهادتش را رد كرده ايم اين حرفها را مى زند، او همانند روباهى است كه شاهدش دم اوست ، ماجراجوئى فتنه انگيز است و مردم را به اخلال گرى ترغيب مى كند، از افراد ضعيف و زنها كمك مى گيرد همانند امّطحال (نام زنى بزهكار بوده ) كه محبوبترين افراد خانواده اش نزد او كسى بود كه زنا بدهد. (143)
و ياللعجب كه به حضرت على و فاطمه سلام الله عليها، نسبت روباه و دم روباه داده و آنها را تشبيه به زن زناكار كنند، همانا كه طبق آيه تطهير خداوند به پاكدامنى و طهارتشان شهادت داده است .

4 – دختر گرامى پيامبر اكرم در ناراحتى و غربت
و سرانجام وقتى به مقتضاى سياست ، به دلجوئى دختر پيامبر آمدند، و حضرت فاطمه بخاطر حضرت على عليه السلام آن دو را پذيرفت ، به آنها فرمود: شما را بخدا آيا نشنيده ايد كه پيامبر فرمود: خشنودى فاطمه ، خوشنودى من ، خشم فاطمه ، خشم من است ، هر كه فاطمه را دوست دارد مرا دوست داشته و هر كه فاطمه را خشنود كند مرا خشنود كرده و هر كه فاطمه را خشمگين كند مرا خشمگين نموده است ؟ جواب دادند آرى ، ما اين كلمات را از پيامبر شنيديم ، حضرت فرمود: من خداوند و ملائكه را گواه مى گيرم كه شما دو نفر مرا به خشم آورده ايد و خشنود نكرديد.
اگر پيامبر را ملاقات كنم ، شكايت شما دو نفر را خواهم نمود، ابوبكر با گريه گفت : بخدا پناه مى برم از خشم شما و پيامبر، حضرت فاطمه فرمود: بخدا قسم در هر نماز بر تو نفرين مى كنم . (144)
و كار مظلوميت بجائى رسيد كه وصيت نمود از آن افراد كسى در مراسم تجهيز او شركت نكند، و تنها باقيمانده پيامبر اكرم ، در حالى كه دلى مالامال از غصه و اندوه داشت ، شبانه و در حالت غربت به خاك سپرده شد.
ابن ابى الحديد معتزلى در شرح نهج البلاغه مى گويد: به استادم گفتم : مگر ابوبكر نمى دانست فاطمه راست مى گويد؟ استادم گفت : چرا مى دانست ، پرسيدم پس چرا سخن او را قبول نكرد؟ استادم گفت : او اگر سخن فاطمه را در مورد فدك بدون شاهد مى پذيرفت ، فردا فاطمه ادعاى خلافت را براى شوهرش مى كرد و ابوبكر بايد مى پذيرفت .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *