دوشنبه , ۳ آبان ۱۴۰۰

حضرت على عليه السلام فرمود: بخاطر من از او درگذر

در بحرين مردى بود كه گاوى داشت و زندگانى او با شير اين گاو مى گذشت ، تا اينكه رئيس انتظامات شهر يعنى كلانتر محل ، آن گاو را به زور از او گرفت ، (و معلوم است كه وقتى تنها راه درآمد شخصى ضبط شود، چه حالتى خواهد داشت )، او به حاكم شهر مراجعه كرد و (چون نتيجه نگرفت به نجف رفت و) به حضرت امير عليه السلام از آن مرد غاصب شكايت كرد، در اين ميان در روضه مطهره حضرت امير عليه السلام (شايد از خستگى راه ) به خواب رفت ، در خواب حضرت امير عليه السلام را ديد، به او فرمود: بخاطر من ، از آن مرد (غاصب ) بگذر و او را ببخش ، آن مرد عرض كرد: چرا از او بگذرم ؟! حضرت فرمود: او هر سال به عزاداران حسين خدمت مى كند، و اين كار دائمى اوست ، مرد بحرينى عرض كرد: از او گذشتم ، سپس از خواب برخاست و به بحرين آمد، همين كه به بندر رسيد، ديد كه آن غاصب جهت ديدار او آمده ، وقتى پيش آمد، معلوم شد كه آن گاو را برگردانده ، به علاوه قيمت شير، از روزى كه غصب شده تا امروز، و علت اين كار را چنين ذكر كرد كه من در خواب ديدم اميرالمؤ منين عليه السلام را كه به من فرمود: چرا به فلان شخص ستم كردى ؟ برو نزد او و از او حلاليت بخواه ، اما آن مرد بحرينى از پس گرفتن آن گاو و پول شير آن امتناع نمود، آن غاصب اصرار مى كرد و مرد بحرينى امتناع مى كرد، تا اينكه توافق نمودند، آن را در عزادارى امام حسين عليه السلام صرف كنند. (326)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.