شنبه , ۴ آذر ۱۳۹۶
خانه » اسرار عاشورا » تلاش بيهوده و رسوائى بزرگ

تلاش بيهوده و رسوائى بزرگ

اين حديث دروغين را بخارى و مسلم در صحيح و ابن كثير در تاريخ خود آورده اند، آنگاه ابن كثير و مسلم از اين حديث براى توجيه ، نفرين پيامبر بر معاويه بهره جسته اند جريان از اين قرار است كه ابن عباس ‍ گويد: پيامبر به من فرمود:
معاويه را صدا بزن بيايد، من رفتم و او را خواندم ، اما گفتند: او مشغول خوردن است ، به پيامبر جريان را گفتم ، حضرت فرمود: برو بگو بيايد، بار دوم نيز گفتند مشغول خوردن است ، باز به حضرت گزارش ‍ كردم ، در دفعه سوم پيامبر فرمود: خداوند شكمش را سير نكند، و لذا بعد از اين هرگز سير نمى شد (117)،
اما دست تحريف همين نفرين پيامبر را از مناقب معاويه مى گيرد و ابن كثير گويد: معاويه از اين نفرين در دنيا و آخرت بهره جست !! اما در دنيا، او روزى هفت بار غذا مى خورد، همراه با ميوه و شيرينى بسيار در آخر مى گفت : بخدا كه سير نشدم ولى خسته شدم ، و اين خود نعمتى و شكمى اسصت كه پادشاهان به آن متمايلند.!
و اما در آخرت ، بخاطر آن حديثى كه گذشت كه نفرين پيامبر براى او رحمت است !!
و شما اى خواننده گرامى به عمق فاجعه واقف هستيد كه چطور براى توجيه اعمال زشت معاويه و امثال معاويه ، اينان راضى شدند تا پيامبر اسلام را در نظرها تحقير كنند و بگويند پيامبر بى جا و بدون گناه مردم را لعن و نفرين مى كرده است ، و مرتبه حضرت را با آن اخلاق كريمه اينقدر تنزل دهند تا شايد امثال معاويه را نجات دهند.
اين بيچاره نمى دانسته كه اگر كار با اين دروغها درست مى شد، امثال معاويه و ابوسفيان و مروان كه مورد لعن پيامبر بودند، خود به اين حديث استناد مى كردند تا از طعن و سرزنش صحابه در امان باشند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *