شنبه , ۴ آذر ۱۳۹۶
خانه » اسرار عاشورا » بخود آئيد، آيا كشتن من و هتك حريم من به صلاح شماست ؟

بخود آئيد، آيا كشتن من و هتك حريم من به صلاح شماست ؟

در روز عاشورا پس از آماده كردن لشكر، حضرت چند بار آن لشكر جفاپيشه را نصيحت كرد و موعظه نمود.
يكبار فرمود: مردم نسب مرا در نظر آوريد، ببينيد من كيستم ، بخود آئيد، ببينيد آيا كشتن و هتك حريم من به صلاح شماست ؟
آيا من پسر دختر پيامبر شما، وصى پيامبر و پسر عموى او و اول مؤ منى كه تصديق رسولخدا كرد نيستم ؟
آيا حمزه سيدالشهداء عموى من ، عموى پدرم نيست ، آيا جعفر طيار كه با دو بال در بهشت پرواز مى كند، عموى من نيست .
آيا به شما نرسيده سخن پيامبر كه راجع به من و برادرم فرمود: ايندو سرور جوانان بهشت هستند، اگر مرا تصديق مى كنيد، كه به خدا حق هم همين است چون من هرگز از وقتى كه فهميدم خدا دروغ گو را دشمن دارد، دروغ نگفته ام ، و اگر مرا تكذيب مى كنيد، در ميان شما هستند كسانى كه به شما خبر دهند، از جابر ابن عبدالله انصارى ، و ابا سعيدخدرى و سهل ابن سعد ساعدى و زيد ابن ارقم و انس ابن مالك بپرسيد، به شما خواهند گفت كه اينها از پيامبر اين سخن را شنيده اند،
آيا اين (حديث ) مانع شما از كشتن من نيست ؟ سپس حضرت پس از مكالمه با شمر ملعون فرمود:
اگر در اين شك داريد، آيا در اين هم شك داريد كه من پسر دختر پيامبر شما هستم ، بخدا كه ميان شرق و غرب پسر دختر پيامبرى غير از من نيست ، واى بر شما آيا كسى را كشته ام يا مالى را از بين برده ام يا جراحتى زده ام كه تقاص مى كنيد،
آن گروه بى شرم ، هيچ جوابى نمى دادند، حضرت صدا زد: اى شبث ابن ربعى ، اى حجار ابن ابجر، اى قيس ابن اشعث ، اى يزيد ابن حارث ، آيا شما به من ننوشتيد كه ميوه ها رسيده و باغها سبز شده است و تو بر لشكر آماده وارد مى شوى ؟ آن بى حياها گفتند: ما نبوديم ، حضرت فرمود: سبحان الله ، بخدا كه شما بوديد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *