چهارشنبه , ۱۰ آذر ۱۴۰۰

اين جوان كشته مى شود و هيچكس او را يارى نمى دهد

راوى گويد: نزد اميرالمؤ منين رفتم ، ديدم حسين عليه السلام كنار حضرت نشسته است ، حضرت با دست بر كتف امام حسين زده فرمود: اين (جوان ) كشته ميشود و هيچكس او را يارى نمى كند، عرض كردم : يا اميرالمؤ منين آن زمان چه زندگى بدى خواهد بود (كه كسى پسر پيامبر را يارى ندهد) حضرت فرمود: اين كار خواهد شد.
در حديث ديگرى اميرالمؤ منين به امام حسين عليه السلام فرمود: يا ابا عبدالله تو از پيش الگو بوده اى ! امام حسين عرض كرد: فدايت گردم ، حال من چيست ! حضرت فرمود: چيزى مى دانى كه ديگران جاهلند، و بزودى عالم از علم خود بهره ور مى شود، پسرم قبل از اينكه حادثه بيايد بشنو و بينا باش ، سوگند به آنكه جانم در دست اوست ، بنى اميه خون تو را مى ريزند اما نمى توانند تو را از دينت سست كنند و از ياد خدا غافل نمايند،
امام حسين عليه السلام عرض كرد: بخدائى كه جانم به دست اوست همين مرا بس است (كه دينم محكم و پابرجا مى ماند) به آنچه خدا نازل نموده اعتراف مى كنم ، سخن پيامبر را تصديق دارم و گفته پدرم را تكذيب نمى كنم . (311)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.