شنبه , ۴ آذر ۱۳۹۶
خانه » اسرار عاشورا » اهداف نهضت عاشورا

اهداف نهضت عاشورا

ان الحسین مصباح الهدى و سفینه النجاه
مخالفین هر مکتب و هر دینى ، در ابتداى ظهور مکتب جدید، بطور علنى با آن برخورد مى کنند، زیرا آن مکتب ، بخاطر جوانى و تازگى آن ، هنوز داراى طرفداران جدى نشده است ، ولى آنها در اکثریت و قدرت هستند، همچنانکه دیدیم مشرکین در صدر اسلام با تمام توان از هر راهى که ممکن بود، مانند شکنجه ، و تهمت و قتل و غارت و جنگ و غیره به مقابله با اسلام پرداختند.
اما پس از آن مکتب و مرام ، پیشرفت پیدا کرد، و داراى طرفداران جدى شد و به قدرت رسید، مخالفین آن مکتب دیگر نمى توانند با روش مقابله رویاروى و اظهار مخالفت علنى به مقابله بپردازند، زیرا با نفوذى که مکتب جدید دارد، آنها رسوا و نابود مى شوند،
بهترین راه براى مقابله با مکتب و انقلابى که پیروز شده است ، همگام شدن ظاهرى با آن مکتب ، و تظاهر نمودن به قبول آن ، و سپس منحرف کردن تدریجى مردم از اصول و پایه هاى آن مکتب است به گونه اى که مردم متوجه حساسیت انحرافات نشوند، تنها وقتى متوجه مکتب و اعتقاد خود بشوند که کار از کار گذشته و در مقابل عمل انجام شده قرار بگیرند، یعنى خود را در عمل و عقیده نسبت به آن مرام سست احساس کنند، اینجاست که یک درخت تنومند و ریشه دار را مى شود موریانه وار بر اثر نابود کردن تدریجى ریشه هاى مخفى آن با یک ضربه و فشار اندک سرنگون کرد.
موریانه حیوانى ضعیف و نابیناست ، به گونه اى که مورچه دشمن سرسخت او به حساب مى آید، اما همین حیوان ضعیف ، اگر به ساختمان یا درخت تنومندى حمله کند، آن را ویران مى کند.
روش ویرانگرى این حیوان بسیار سهمگین است ، او از دو ویژگى استفاده مى کند، ویژگى اول آنکه چون از نور خورشید فرارى است . وقتى به چیزى مانند درخت یا ستون خانه حمله مى کند، آن را از درون پوک مى کند به گونه ایکه جدار بیرونى و پوسته بیرونى سوراخ نشود، به این ترتیب ، انسان هرگز متوجه تهى شدن و سست شدن ستون خانه نمى شود، مگر افراد متخصص و ژرف نگر، ویژگى دوم او این است که ویرانگرى خود را به آرامى و اندک اندک انجام مى دهد، به گونه اى که تا قبل از وقوع حادثه ، هر کس به ستون یا درخت تکیه دهد، متوجه فاجعه اى که در شرف وقوع است نمى شود، آن فاجعه اى که بر سر اسلام به وقوع پیوست و مى رفت تا به مرور زمان ، همراه با خواب غفلتى که سراسر عالم اسلام را فراگرفته بود، ستون خیمه اسلام را یکسره نابود کند، درست مانند همین جریان بود، مسلمانان در خواب غفلت ، و مخالفین به آرامى و تدریج ، مشغول تهى کردن و نابود کردن اساس و ریشه هاى درونى و پر اهمیت اسلام بودند.
آنچه ما در این نوشتار بر آنیم که به وضوح روشن سازیم ، بیان عمق فاجعه و خطر بزرگى بود که مى رفت اسلام و زحمات پیامبر اکرم و شهداء و فداکاریهاى اهل بیت عصمت و طهارت را از بین ببرد. این درست است که خداوند دین خود را حفظ مى کند، اما منافقین سعى خود را بکار خواهند گرفت ، و خداوند هم به وسیله اسباب و علل طبیعى دین خود را محافظت مى کند، و حکمت الهى بر این قرار گرفت که سیدالشهداء، خون خدا شود و سر بقاء دین گردد همچنانکه نبى مکرم آورنده آن شریعت شد.
امیرالمؤ منین علیه السلام وقتى پرچمهاى معاویه و اهل شام را دید فرمود: سوگند به خدایى که دانه را شکافت و خلایق را آفرید، اینها اسلام را بالاجبار پذیرفتند ولى در باطن مسلمان نبودند، وقتى که یار و یاور پیدا کردند، کفر خود را اظهار نمودند و به دشمنى خود با ما برگشتند، جز اینکه نماز را رها نکردند. (۳۴)
آنچه بعد از پیامبر اکرم انجام گرفت ، خواسته یا ناخواسته ، نتیجه اى جز نابودى تدریجى اسلام نداشت ،
اکنون به انحرافات و اجتهاداتى که خلفاء در مقابل پیامبر و بعد از حضرت ، نسبت به تغییر دستورات دینى انجام دادند، و کار را به جایى رساندند که امام حسین علیه السلام براى نجات دین ، جز فداکارى چاره اى نداشت ، توجه مى کنیم ،

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *