جمعه , ۳ بهمن ۱۳۹۹

اجتهاد در مقابل فرمایش پیامبر!!

در همین راستا بود که عمر ابن خطاب صریحا اعلام کرد: دو متعه است که در زمان پیامبر حلال بود اما من از آن دو نهى مى کنم و بر آن عقاب مى کنم ، متعه حج و متعه نساء! (۵۴)
بزرگى فاجعه را بنگرید که صریحا اعلام مى شود، پیامبر حلال کرده و من حرام مى کنم !! و در پى آن سیاستها و محبتهاست که براى توجیه و دفاع از آن فتوى بکار مى افتد و متعه را حرام مى شمرد.
در مسند احمد است که ابو موسى اشعرى به مشروع بودن تمتع در حج فتوى مى داد، مردى به او گفت : جلو بعضى از فتواهایت را بگیر، چون نمى دانى که امیرالمؤ منین عمر چه تغییراتى در احکام داده است . (۵۵)
آرى مشکله این بود که دستورات و اعمال عمر و ابوبکر همردیف سنت پیامبر و فرمان خدا، و بلکه بالاتر از آنها قرار مى گرفت و مقدم مى شد و این همان انحرافى است که امام حسین علیه السلام باید آن را درمان کند، احمد ابن حنبل در مسند خود آورده است که ابن عباس گفت : پیامبر نیز حج تمتع بجاى آورد، عروه ابن زبیر گفت : ابوبکر و عمر آن را قدغن نموده اند، ابن عباس جواب داد: این پسرک چه مى گوید؟ گفتند مى گوید: ابوبکر و عمر آن را حرام کرده اند، ابن عباس گفت : مى بینم که اینان به هلاکت مى رسند، من مى گویم پیامبر چنین مى گوید، آن ها مى گویند ابوبکر و عمر ممنوع کرده اند!
طبرى و ثعلبى در تفاسیر خود و دیگران روایت کرده اند که حضرت على علیه السلام فرمود: اگر عمر از متعه (عقد موقت ) منع نکرده بود، جز افراد پست کسى زنا نمى کرد و به دنبال همین تغییرات و انحرافات بود که گفتن حى على خیرالعمل را در اذان ممنوع نمود، تا مبادا مردم از رفتن به جهاد سست شود و حتى گفت که هر که آن را بگوید مجازاتش میکنم . (۵۶)
و جمله الصلاه خیر من النوم ، نماز بهتر از خواب است را در اذان نماز صبح داخل نمود. (۵۷) و یاللعجب که مسلمانان در همه چیز اختلاف کنند حتى در گفتن اذان که در زمان پیامبر هر روز از ماءذنها مى شنیدند. (۵۸)
و از جمله این انحرافات ، صحیح دانستن سه طلاقه نمودن زن است در یک مجلس ، برخلاف آیه قرآن و احادیث پیامبر اکرم که خود اهل سنت مثل صحیح مسلم و سنن بیهقى و مسند احمد و مستدرک احمد آورده اند، نسائى یکى از دانشمندان اهل سنت است گوید: به پیامبر خبر دادند مردى زن خود را یکجا سه طلاقه کرده ، حضرت برخاست و در حالى که خشمگین بود فرمود: با بودن من با کتاب خدا بازى مى شود؟ کار بجائى رسید که مردى عرض کرد یا رسول الله آیا او را نمى کشى ؟! اما خلیفه دوم دید که مردم به سه طلاقه نمودن زن در یک مجلس عجله مى کنند، خواست آنها را عقوبت کند، آن را امضا کرد!!(۵۹)
خالد محمد خالد مصرى در کتاب دموکراسى خود مى نویسد: عمر ابن خطاب هر جا مصلحت مى دید نصوص مقدس دینى قرآن و سنت نبوى را ترک مى گفت ! (۶۰)
مسلمانان در اثر غفلت و پذیرش عملى انحراف در امامت و سستى و مستى مال و مقام ، بجاى تخطئه او به سکوت و پیروى پرداختند، و این گونه انحرافات از امثال ابوبکر و عمر راه را براى خلفاى بعدى باز کرد، که هر چه خواستند کردند و کسى را هم حق اعتراض نبود، زیرا اساس آن قبلا از سوى شیخین که مورد اتفاق آنان بود نهاده شده بود.
در رمضان سال ۱۴ هجرى عمر دستور داد تا مردم نماز مستحبى را به جماعت بخوانند و خود وقتى جماعت را دید گفت : چه بدعت خوبى است ؟! (۶۱) و همو بود که دستور داد در نماز میت چهار تکبیر بگویند با اینکه طبق روایات اهل سنت مانند سیوطى در تاریخ الخلفاء و دیگران پیامبر پنج تکبیر مى گفت .
و همو بود که حد سرقت را از غلامان حاطب برداشت و به غرامت سنگین تبدیل کرد، (۶۲) و همو بود که حد زنا را از مغیره ابن شعبه که با ام جمیل زنا کرده بود دفع کرد، و این مغیره همان است که حلبى درباره او مى نویسد: او با سیصد تا هزار زن همبستر شد که فقط هشتاد نفر از آنان شوهردار بوده اند! و خلیفه یکى از چهار شاهد را تشویق کرد تا در شهادت تردد و تاءمل کند و حد را ساقط نمود. (۶۳)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.