شنبه , ۲۷ دی ۱۳۹۹

اثر تبليغات سوء در مردم نسبت به اهل البيت عليهم السلام

1 – در صحيح بخارى از ابى اسحاق نقل كند كه مردى از براء مى پرسيد آيا على در جنگ بدر حضور داشت ؟!! او پاسخ داد:
آرى مبارزه كرد و پيروز شد (119)
آرى از حضور مردى در جنگ بدر سوال مى كنند، كه جنگ بدر جز با همت بلند او پيروز نشد و او به تنهائى معادل ملائكه و مسلمين جهاد كرد و كفار را قلع و قمع نمود.
2 – در شهر حران مردم آنچنان سب و بدگوئى از حضرت امير عليه السلام را لازم مى شمردند كه مى گفتند: ( لا صلاة الا بلعن ابى تراب ) يعنى (العياذ بالله ) نماز درست نيست مگر با لعن حضرت على عليه السلام .
3 – در جنگ صفين از سپاه معاويه جوانى در حالى كه رجز مى خواند به ميدان آمد و شروع كرد به حضرت امير عليه السلام ناسزا گفتن .
يكى از ياران حضرت بنام هاشم مرقال به او گفت : بعد از اين نبرد بايد حساب پس داد، از خدا بترس تو نزد خدا خواهى يافت و از هدف و جايگاه فعلى تو سؤ ال خواهد نمود،
آن جوان گفت : من با شما مى جنگم چون صاحب خدا (حضرت على عليه السلام ) آنچنان كه بمن گفته اند، نماز نمى خواند، شماها هم نماز نمى خوانيد، با شما مى جنگم چون صاحب شما خليفه ما (عثمان ) را كشته است ، شما هم كمك كرده ايد، سپس هاشم مرقال جوان را موعظه كرد و فرمود: اما اينكه گفتى صاحب ما نماز نمى خواند، او اول كسى است كه با پيامبر نماز خوانده ، از همه در دين خدا آگاه تر و نزديكتر به پيامبر است ، اما اطرافيان او همگى قاريان قرآن هستند كه شب را به تهجد بيدارند. (120) الخ
4 – عبدالله ابن محمد واسطى وقتى حديث طير (121) را در فضيلت اميرالمؤ منين عليه السلام در شهر واسط قرائت نمود، مردم به او حمله كردند، و او را بيرون نموده و جاى او را شستند. (122)
5 – احمد ابن شعيب نسائى كه صاحب يكى از صحاح ششگانه اهل سنت است ، زمانى به دمشق رفت ، در آنجا از او راجع به فضائل معاويه درخواست كردند، او پاسخ داد: آيا معاويه راضى نيست كه مثل يك نفر آدم باشد، مى خواهد برتر شود، و در روايت ديگرى گفت : من براى معاويه فضيلتى نمى شناسم مگر اينكه پيامبر فرمود: خدا شكمش را سير نكند، مردم با شنيدن اين كلمات ، او را زيردست و پا له كردند، به گونه اى كه وقتى او را با حالت مجروح به بيرون شهر بردند، جان سپرد. (123)
6 – در ايام متوكل عباسى بود كه نصر ابن على ابن صهبان روايتى نقل نمود كه پيامبر اكرم دست امام حسن و حسين را گرفت و فرمود: هر كه ايندو را و پدر و مادر ايندو را دوست بدارد با من در قيامت هم درجه است ، متوكل دستور داد تا او را هزار تازيانه بزنند، در اين ميان فردى بنام جعفر ابن عبدالواحد آنقدر وساطت كرد و گفت اين مرد از اهل سنت است تا اينكه متوكل دست از او برداشت ! (124)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.